خیاما الحق که شاعر «هسته ای »
یا کنار منقلی بنشسته ای!
بهتر است حرف دلت را گفته هی
پس چرا این کار بد را کرده ای
مایه ام را در گیومه هشته ای
***
گوییا کار تو از خر کاری ست،
بهر این «خا» را به یغما برده هی
«خا» و «ما» اندر خفا یک کاره اند
رهبری این هردو را بریده اند
زیر زمین کهریزک، یا در اوین،
بازداشتگاه پاسداران فتح المبین،
در اصفهان،
تهران و یزد و لرستان و قزوین،
از کرمانشاه تا همین شابدالعظیم
یزد و تبریز و خراسان تا نظنز،
کل این ایران زمین
پرشده از ...ایه ها در زیر زمین
رهبری دستور بران داده است
رهبری شمیر بران داده است
رهبری گفته ست در خلقت همی
اشتباهی رخ نموده در کمین
بیضه باید بریدن کردهی
این غلط را سخت جبران کرده هی
***
خلقت کون و مکان از رهبری ست
خلقت انسان و جان از رهبری ست
رهبری بوده است هنگامی که هیج
نافریدی رهبری در هیج جای!
***
رهبری «کـٌن» گفت، آمد «فی یکون»
رهبری «نفخید» در «فتح المبین»
رهبری آنگه نگه فرموده هی
آن بساط را آوـ ویزان دیده هی
اعتراضات بنی آدم همه،
دردسرها را همه آن دیده هی
رهبری گفته است «لاکن» ، بیضه ها
بعد از آن شمشیرها اندر فضا
رعد و برقی را همی گردانده هی
بیضه های مردمان معترض
در زباله ی رهبری افکنده هی!
بعد از آن «فی لا یکون » شد بیضه ها
***
رهبری بوده ست هم اول ز پیش،
رهبری بوده هم از آخر ز کیش
هم ازل بوده ست این رهبر ابد
لم یلد بوده ست الله صمد
از همین رو او ببندد این بساط رهبری!
اما برادر خیام خان نیشاپوری من دیگر جوابت را نخواهم داد. شاد سرفراز باشی و سر سبز. زنده باشی همه سبز. و هم تشکر از این سایت. از ترس تند تند تند نوشتم.
شاوزوزک شاعر دون مایه. پیشکش به رهبری فرزانه!
وزوزک جان تو نه خود دون مایه ای!
تو نداری «مایه» ای، بی «مایه» ای!
مدعی هستی که دون است «مایه» ات!
کنده اند از بیخ حتما« مایه »ات
رهبری داده است دستوری چنین
آمده هم از سما هم از زمین
«مایه» ها باید بریدن کـٌردٌهی (با لفظ هندی بخوانید)
رحم چه؟ بیرحم باید بودهی
مایه ها؟ بندازشان در جمکران
بعد از آن بنیوش جام شوکران
تا بدرگاه خدا وارد شوی
**
رهبری داده ست فرمان خدا
تا خدا گرددرضا از بندگان!
تا تمام «مایه» ها گردد جدا
تا که ایران پر شود از اختگان
رهبری داده ست فرمان خدا
**
رهبری ، رهبر نه؛ اصل مطلب است
هم خدا فرمانبر این رهبر است!
رهبری تا اول خرداد ماه
بوده بودی کمتر از الله و لا!
بعد از آن هی گاز دادی روز شب
هم گرفتی زیر ماشین خلق را،
هم تجاوز ها نمودی در اوین
کهریزک شد جایگاه مومنین
در همان جا شد تجاوزها بدین
رهبری اکنون شده کلا خدا
**
هم به گرزان گران سر کوفتی
هم به تیغ تیز خونها ریختی
در نوردیدی تو ملیون پله ها
تا گرفتی سبقتی بی منتها
تا که در بیست و دوی خرداد ماه
رد شدی در سدرةالللا منتها
بیست و پنجم رهبری کردی نگاه
در میان آینه دیدی خدا
شوق این دیدار صد دستور شد
رهبری خود را خدا دید و بسی کیفور شد
طعنه ها زد بر خدای سابقین،
سابقون السابقون، شد سابقون
سرزمین ما شد آغشته بخون!
**
اینک اکنون سید علی، لا رهبر است
او خود الله و بر دوش خدا ست
بر زمین و بر زمان فرمانده ی کل قوا ست
این قوا آمده ی ذبح شماست
با سلام تحییت بر رهبری فرزانه
خیام از نیشابور، به شاوزوزک بیمایه
شما را بخدا این شیشه ی مرا به برهبری برسانید. نوشتم شیشه خون شش بندی ست. و من از خیام بازی و رباعیاتش خسته شده ام و می دانم که رهبر علی رغم بیرحمی و قصاوت قلبش شاعر مزاج هم هست و گاهی که بار خاص می دهد به نام بار عام شاهانه. گاهی شاعران شاه سلطان حسینی را هم به میدان شاه اصفهان در تهران دعوت می کند. یادتان باشد که من بی سند حرف نمی زنم و رهبری خطاب به خاتمی گفته بود که من با نهایت بیرحمی به کسانی که معترض باشند برخورد خواهم کرد. ولی در واژه برخورد، خورد هم وجود دارد. و حالا شیشه ی من:
رهبرا جایی نشستی مفت مفت
هاشمی کرده ترا نعلین جفت
میتوانی فتواهای خوب گفت
گر روی کهریزک و شاهی کنی
هم ببینی پاسداران را زمخت
هم بسیجی را به باتوم کلفت
زیر اوضاع اشک ریزی جفت جفت!
شاوزوزک شاعر ِ دون مایه. پیشکش به امام رهبر آقای فرزانه!
این رهبر فرزانه ی ایران عجب شعور حیرت انگیزی دارد/ من فکر می کنم که حتا اگر کرات دیگر آسمانی اتاق های فکری داشته باشند همه دستگاههای اندازه گیری فکرشان در برابر شعور و درک و خرد و اندیشه و فکر و تدبیر این مرد بزرگ در حیرت و حتا ترمز مانده اند. سلام خو خوذد خود خدا بر این امام عظیم الشان اسلام ناب محمدی باد. مرگ بر همه جهان زنده باد این امام.
منم از زاهدان
خطاب به رهبری عرض می کنم: بکشیدشان این فتنه گران را، بکشیدشان این آزادیخواهان را، بکشیدشان این راستگویان را، بکشیدشان این راست قامتان را. بکشیدشان که شمشیرتان تشنه ی خون است. آری خمینی برخیز تا ببینی چه چیزی را پایه نهادی! ایکاش می گفتی جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم. آنگاه هر ایرانی می توانست تنها به جرم داشت شناشنامه ی ایرانی خودش را خودی بداند و هیچ کس نمی تواست ایرانیتش را زیر چکمه م نعلین له کند. آری خمینی برخیز و ببین که اگر گفته بودی «جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» آنگاه اسلامت نیز این چنین ملعبه ی دستان ناپاک نمی شد. آنگاه جایگاه متعالی تو این چنین لگد مال نمی شد، انگاه آنهمه کشتار وحتناک به نام دین تو و ایمان تو و خود تو نمیشد. آری ایکاش گفته بود: «جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» و اما من امروز می گویم:
«جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» که از همان حرفهای تو این نیز بیرون می آید.
نظرات
خیاما الحق که شاعر «هسته ای »
یا کنار منقلی بنشسته ای!
بهتر است حرف دلت را گفته هی
پس چرا این کار بد را کرده ای
مایه ام را در گیومه هشته ای
***
گوییا کار تو از خر کاری ست،
بهر این «خا» را به یغما برده هی
«خا» و «ما» اندر خفا یک کاره اند
رهبری این هردو را بریده اند
زیر زمین کهریزک، یا در اوین،
بازداشتگاه پاسداران فتح المبین،
در اصفهان،
تهران و یزد و لرستان و قزوین،
از کرمانشاه تا همین شابدالعظیم
یزد و تبریز و خراسان تا نظنز،
کل این ایران زمین
پرشده از ...ایه ها در زیر زمین
رهبری دستور بران داده است
رهبری شمیر بران داده است
رهبری گفته ست در خلقت همی
اشتباهی رخ نموده در کمین
بیضه باید بریدن کردهی
این غلط را سخت جبران کرده هی
***
خلقت کون و مکان از رهبری ست
خلقت انسان و جان از رهبری ست
رهبری بوده است هنگامی که هیج
نافریدی رهبری در هیج جای!
***
رهبری «کـٌن» گفت، آمد «فی یکون»
رهبری «نفخید» در «فتح المبین»
رهبری آنگه نگه فرموده هی
آن بساط را آوـ ویزان دیده هی
اعتراضات بنی آدم همه،
دردسرها را همه آن دیده هی
رهبری گفته است «لاکن» ، بیضه ها
بعد از آن شمشیرها اندر فضا
رعد و برقی را همی گردانده هی
بیضه های مردمان معترض
در زباله ی رهبری افکنده هی!
بعد از آن «فی لا یکون » شد بیضه ها
***
رهبری بوده ست هم اول ز پیش،
رهبری بوده هم از آخر ز کیش
هم ازل بوده ست این رهبر ابد
لم یلد بوده ست الله صمد
از همین رو او ببندد این بساط رهبری!
اما برادر خیام خان نیشاپوری من دیگر جوابت را نخواهم داد. شاد سرفراز باشی و سر سبز. زنده باشی همه سبز. و هم تشکر از این سایت. از ترس تند تند تند نوشتم.
شاوزوزک شاعر دون مایه. پیشکش به رهبری فرزانه!
وزوزک جان تو نه خود دون مایه ای!
تو نداری «مایه» ای، بی «مایه» ای!
مدعی هستی که دون است «مایه» ات!
کنده اند از بیخ حتما« مایه »ات
رهبری داده است دستوری چنین
آمده هم از سما هم از زمین
«مایه» ها باید بریدن کـٌردٌهی (با لفظ هندی بخوانید)
رحم چه؟ بیرحم باید بودهی
مایه ها؟ بندازشان در جمکران
بعد از آن بنیوش جام شوکران
تا بدرگاه خدا وارد شوی
**
رهبری داده ست فرمان خدا
تا خدا گرددرضا از بندگان!
تا تمام «مایه» ها گردد جدا
تا که ایران پر شود از اختگان
رهبری داده ست فرمان خدا
**
رهبری ، رهبر نه؛ اصل مطلب است
هم خدا فرمانبر این رهبر است!
رهبری تا اول خرداد ماه
بوده بودی کمتر از الله و لا!
بعد از آن هی گاز دادی روز شب
هم گرفتی زیر ماشین خلق را،
هم تجاوز ها نمودی در اوین
کهریزک شد جایگاه مومنین
در همان جا شد تجاوزها بدین
رهبری اکنون شده کلا خدا
**
هم به گرزان گران سر کوفتی
هم به تیغ تیز خونها ریختی
در نوردیدی تو ملیون پله ها
تا گرفتی سبقتی بی منتها
تا که در بیست و دوی خرداد ماه
رد شدی در سدرةالللا منتها
بیست و پنجم رهبری کردی نگاه
در میان آینه دیدی خدا
شوق این دیدار صد دستور شد
رهبری خود را خدا دید و بسی کیفور شد
طعنه ها زد بر خدای سابقین،
سابقون السابقون، شد سابقون
سرزمین ما شد آغشته بخون!
**
اینک اکنون سید علی، لا رهبر است
او خود الله و بر دوش خدا ست
بر زمین و بر زمان فرمانده ی کل قوا ست
این قوا آمده ی ذبح شماست
با سلام تحییت بر رهبری فرزانه
خیام از نیشابور، به شاوزوزک بیمایه
شما را بخدا این شیشه ی مرا به برهبری برسانید. نوشتم شیشه خون شش بندی ست. و من از خیام بازی و رباعیاتش خسته شده ام و می دانم که رهبر علی رغم بیرحمی و قصاوت قلبش شاعر مزاج هم هست و گاهی که بار خاص می دهد به نام بار عام شاهانه. گاهی شاعران شاه سلطان حسینی را هم به میدان شاه اصفهان در تهران دعوت می کند. یادتان باشد که من بی سند حرف نمی زنم و رهبری خطاب به خاتمی گفته بود که من با نهایت بیرحمی به کسانی که معترض باشند برخورد خواهم کرد. ولی در واژه برخورد، خورد هم وجود دارد. و حالا شیشه ی من:
رهبرا جایی نشستی مفت مفت
هاشمی کرده ترا نعلین جفت
میتوانی فتواهای خوب گفت
گر روی کهریزک و شاهی کنی
هم ببینی پاسداران را زمخت
هم بسیجی را به باتوم کلفت
زیر اوضاع اشک ریزی جفت جفت!
شاوزوزک شاعر ِ دون مایه. پیشکش به امام رهبر آقای فرزانه!
این رهبر فرزانه ی ایران عجب شعور حیرت انگیزی دارد/ من فکر می کنم که حتا اگر کرات دیگر آسمانی اتاق های فکری داشته باشند همه دستگاههای اندازه گیری فکرشان در برابر شعور و درک و خرد و اندیشه و فکر و تدبیر این مرد بزرگ در حیرت و حتا ترمز مانده اند. سلام خو خوذد خود خدا بر این امام عظیم الشان اسلام ناب محمدی باد. مرگ بر همه جهان زنده باد این امام.
منم از زاهدان
خطاب به رهبری عرض می کنم: بکشیدشان این فتنه گران را، بکشیدشان این آزادیخواهان را، بکشیدشان این راستگویان را، بکشیدشان این راست قامتان را. بکشیدشان که شمشیرتان تشنه ی خون است. آری خمینی برخیز تا ببینی چه چیزی را پایه نهادی! ایکاش می گفتی جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم. آنگاه هر ایرانی می توانست تنها به جرم داشت شناشنامه ی ایرانی خودش را خودی بداند و هیچ کس نمی تواست ایرانیتش را زیر چکمه م نعلین له کند. آری خمینی برخیز و ببین که اگر گفته بودی «جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» آنگاه اسلامت نیز این چنین ملعبه ی دستان ناپاک نمی شد. آنگاه جایگاه متعالی تو این چنین لگد مال نمی شد، انگاه آنهمه کشتار وحتناک به نام دین تو و ایمان تو و خود تو نمیشد. آری ایکاش گفته بود: «جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» و اما من امروز می گویم:
«جمهوری ایرانی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم» که از همان حرفهای تو این نیز بیرون می آید.
نظر شما