جـــرس: در تداوم اعتراضات بازاریان تهران، اعتصابیون اعلام کرده اند که تا "از بین رفتن قانون افزایش مالیات های کلان"، دست از اعتصاب نخواهند کشید. همزمان یکی از رهبران اعتصاب بازار، توسط ماموران امنیتی و لباس شخصی ها بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد.
اعتراضات بازاریان تهران، از صبح سه شنبه ١۵ تیرماه ۸۹ و از بازار طلا و پارچه آغاز شد، که با اعتصاب و تحصن کسبه، این نقطه مهم، در روز متوالی بحرانی و دستخوش نا آرامی گردید؛ بطوری که به نقاط و اصناف دیگر بازار نیز کشیده شد.
به گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته محمد علی ضيغمی، معاون وزير بازرگانی در این زمینه خاطرنشان کرده بود "افزايش ۷۰ درصدی ماليات اصناف منتفی شده و تنها يک اشتباه در انتقال مطلب و برداشت از قانون بودجه بوده است؛ در حالی که آنچه در بودجه به عنوان افزايش ماليات واحدهای صنفی در سال ۸۹ بيان شده و مبنای ارزيابی قرار گرفته، نسبت به سال قبل کمتر از ٣۰ درصد افزايش داشته است."
منابع خبری، این گفته را عقب نشینی دولت خوانده و البته بازاریان به این افزایش سی درصدی نیز معترض اند.
بر اساس اطلاع گزارشگران هرانا، نیروی انتظامی در دومین روز اعتصاب (چهارشنبه)، با بلندگو از اعتصابیون خواست که در مغازه های خود را بازکنند؛ که آنها نیز در پاسخ، به هو کردن و سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور پرداختند.
یکی از بازاریان تهران در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام داشت که صنف پارچه فروشان تا حذف قانون مالیات مستقیم اصناف به اعتصاب خود ادامه خواهد داد و تعویق قانون به آینده را راه حل پایان این مناقشه نمی دانند.
پیش از اين نيز در تابستان و پاییز ۸۷ نیز، همزمان با ابلاغ قانون ماليات بر ارزش افزوده از سوی دولت نهم، برخی از اصناف اصفهان دست به اعتصاب زدند و با وارد شدن اين اعتصاب به روز چهارم، طلافروشان شهرهای تبريز، تهران، مشهد و برخی شهرهای ديگر نيز به آن ها پيوستند؛ که در نهایت موجب عقبنشينی دولت محمود احمدینژاد از اجرای طرح ماليات بر ارزش افزوده شد به طوری که دولت ابتدا خواستار اجرای تدريجی اين قانون شد اما در نهایت مجبور به تعویق آن شد.
گزارش شاهدان عینی و منابع خبری نیز حاکی از آن است که معتمدیان، نماینده صنف بازار پارچه فروشان، در هنگام فراخوان برای تجمع روز پنجشنبۀ بازاریان، بلافاصله دستگیر شد .
نماینده صنف بازار پارچه فروشان، در حالی که از پشت بلندگو وضعیت موجود را محکوم کرده و از مردم بخصوص بازاریان می خواست فردا پنجشنبه از ساعت نه صبح در سبزه میدان تجمع کنند، با شلیک گاز اشک آور روبرو شد که جو بازار مجددا به خشونت گرایید و نیروهای انتظامی و چند لباس شخصی، به وی دستبند زده و به محل نامعلومی منتقل کردند.
نظرات
بیزاری و با زاری
ای آقای بازاری
بسه دیگه بیعاری
همش دنبال پولی
مثل سگ شکاری
از فرط سودجوئی
شدی دچار هاری
ایران شده ویرانه
خوابی تو یا بیداری
مردم هشیارمون
به قیمت اشک و خون
دلاورانه در رزم
تا دیو بشه سرنگون
چرا نمیای با مردم
بگو کجای کاری
وگه نه بروز پیکار
بیزار از بازاری
مردم گیرت میارن
با صد خفت و خواری
توبه نداره سودی
ای آقای بازاری
بی زاری و با زاری
تو هم بالای داری !
« نگو که بمن نگفتی، آی
نگو که بمن نگفتی! »
یعنی هنوز هم باید منتظر بود!! منتظر چه؟ منتظر که!! چرا بازاریان حاظر اجازه دادند که رییسشان یک عده مزدور نامرد دستبند بزنند! یعنی اینهمه آدم نتوانستند از پس چهارتا لات برآیند!!! باید بازار سراسر ایران اعتصاب کند. باید این اعتصابات به سراسر ایران و سراسر اقتصاد سرایت کند. باید این نظام را فلج کرد. مردم باید یک بار برای همیشه به این حکومت نه مبارز بگویند. باید رهبری را مردم عزل کنند! باید این نظام را مردم عزل کنند! این ماییم که صاحب این کشوریم. آقای خامنه ای ما شما را به عنوان رهبر قبول نداریم، لطفا به مسجد و حسینیه برگردید البته آنها هم شما را نمی خواهند. لطفا به خانه بر گردید. حرف حساب و حرف غیر مسلح مرا گکوش کنید روحانیت محترم حرف مرا گوش کنید تا اوضاع کاملا بی مهار نشده به خانه هاتان برگردید و گرنه وای از از پس امروز بود فردایی.
نظر شما