به روز شده: ۰۹:۵۹ تهران - یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹

وقتی "عبید زاکانی" برمسند قضاوت می نشیند

نویسنده: محمد نوری زاد

عبید زاکانی را همه می شناسیم . طنزپرداز دوره های دور سرزمین مان . خالق " موش و گربه " ی معروف . و پردازشگر طنزها و مطایبه های بدیع و نیش دار و موشکاف اجتماع دوران خویش . من می خواهم در این نوشته به شما نشان بدهم که عبید زاکانی ، این شوخ نویس ایرانی ، گاه به گاه در روان دوستان صاحب منصب ما حلول می کند و از زبان و قلم آنان لطایفی جاری می کند تا باب طنازی در این ملک بسته و بی مشتری نماند . مثلا همین عبید زاکانی ، در ادبیات جناب رییس جمهورما ، آنجا که غلیظ و برگشت ناپذیر بر قدرت های برتر جهان فرو می بارد ، ناگهان سربرمی آورد و در لابلای کلمات و جملات آتشناک وی ، به طنازی روی می برد . مثل : آی آمریکا، اون ممه رو لولو برد ! یا آنجا که وزیر خود را "مثل هلو" توصیف می کند. یا : دخترکی را در زیر زمین خانه اشان مشغول غنی سازی اورانیوم گزارش می کند . شاید بیشترین حضور عبید زاکانی را در دستگاه قضایی رصد کنید .

مثلا در نوشته ها و رای های قاضیان این دستگاه. من از باب نمونه یکی از رای های نهایی صادر شده توسط قاضی " پیرعباسی "را به شما نشان می دهم تا بدانید روح جناب عبید چگونه و با چه گرسنگی سیری ناپذیری به قلم این قاضی محترم ورود کرده و کار را به شوخی و طنز برکشیده است .بویژه تماشا کنید شگفتی ادبیات این قاضی را که سعدی و فردوسی و رودکی را زمین گیر آرایه های ادبی خود کرده است .

ماجرا از این قرار بوده است که سرکارخانم دکتر سارا توسلی ، که استاد دانشگاه است و عضو هیات علمی دانشگاه ، روز عاشورا باتفاق همسرو خواهرش از خانه بیرون می روند تا به تماشای شور و حال عزاداران سیدالشهدا بپردازند و در شمار عزاداران حسینی بشمار آیند . آن روز به سرمی رسد . درهمین روز ، تیرغیبی به خواهرزاده ی جناب میرحسین موسوی می خورد و او را در دم از پای در می آورد . این خانم دکتر توسلی ، به همراه خواهرش ، ده دقیقه ، و نه بیشتر ، برای عرض تسلیت ، به خانه ی مادر عزادار ، می روند . این عزاداری و این تسلیت گفتن ، از چشم سربازان گمنام دور نمی ماند . هم خانم دکتر و هم همسرش آقای مهندس فرید طاهری را دستگیر می کنند و به انفرادی می برند . زمان می گذرد و می گذرد و بازجویی ها از خانم دکتر و همسرش به سرانجام می رسد و پرونده ی آنان در اختیار قاضیان پرآوازه ی ما قرار می گیرد .

من خود در بند ۳۵۰ زندان اوین با مهندس فرید طاهری همنشین شدم . وی ، فردی است بسیار مودب و متخصص و دوست داشتنی که مضحکه ای به اسم دوران محکومیت را سپری می کند و صدایش البته به هیچ کجا نیز نمی رسد . درست مثل سایر زندانیان ما ، که همگی بدون ارتکاب به عمل خلافی در آنجا زندانی اند و روزهای ناب عمرشان را به سیخ می کشند .

من اینجا رای نهایی صادر شده برای خانم سارا توسلی (همسرمهندس فرید طاهری ) را مو به مو می آورم و پا به پای شما از بزرگان و بویژه از رییس قوه ی قضاییه می پرسیم : این همه پول وهزینه و انرژی ای که برای تحصیل و باسواد شدن قاضیان از جیب و زندگی مردم ربوده می شود ، نتیجه اش آیا شوخ طبعی و طنزپردازی و بی سوادی قاضیان است ؟ که اگر بله ، رحمت به شیری که در کام همه ی طنزپردازان این روزها فرو شده است . کسانی که در هیبت بازپرس و بازچو و قاضی ، عرض وطول مناسبات قضایی کشوررا به تاراج شوخ طبعی و بی سوادی خویش می برند .

شما، رای قاضی مثلا با تجربه ما را مطالعه فرمایید و همزمان، از فوران این همه ادبیات و هوش وذکاوت و تیزبینی و استقلال و بند و تبصره و استناد قانونی او در پوست نگنجید تا بدانید و آگاه شوید امورات قضایی فرزندان بی پناه و زندانی ما توسط چه عبید زاکانی های برمسند قضا نشسته ای دست به دست می شود . این رای را بخوانید و در انتها برسرپا بایستید و روبه همه ی تاریخ و رو به همه ی آنانی که گفته اند و نوشته اند : قاضی باید فهیم و باسواد و مستقل باشد ، فریاد برآورید : خاموش ! که دراین ملک همه ی قواعد بشری از نو باز تعریف می شود .

پیشنهاد می کنم هیچ کلمه ای از این رای را نا دیده نگیرید :

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ رسیدگی : ۲۹/۲/۱۳۸۹

شماره ی دادنامه : ........

مرجع رسیدگی : شعبه ۲۶دادگاه انقلاب اسلامی تهران

شاکی : گزارش ضابطین قضایی

متهم : خانم سارا توسلی فرزند محمد

وکیل : ۱ - خانم فریده غیرت ۲ - اقای سید محمد علی دادخواه

اتهام :

۱ - اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عموم

۲ - اخلال درنظم عمومی

پس از جری تشریفات قانونی ، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال به شرح آتی انشای رای می نماید :

رای دادگاه

حسب کیفرخواست صادره در پرونده کلاسه ۸۸/۱۶۵۵۲/ط د شعبه چهارم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران شهید مقدس ، خانم سارا توسلی حجتی فرزند محمد متولد ۱۳۴۹ صادره ازتهران ساکن : تهران .....تلفن : .... باسواد (دکترای تخصصی دندانپزشکی - تخصصی کودکان) متاهل دارای دو فرزند ، فاقد سابقه کیفری ، شیعه ، تبعه ایران با وکالت خانم فریده غیرت و آقای سید محمد علی دادخواه متهم است :

۱ - اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور

۲ - اخلال در نظم عمومی ، با این توضیح (حسب توضیحات پرونده) نامبرده در تاریخ ۱۳۸۸/۱۰/۶ مصادف با عاشورای حسینی در تجمع غیر قانونی منجر به اغتشاش و تخریب اموال مردم و دولت و شرکت کرده و خواهرش زهرا توسلی که همراه وی بوده است اذعان داشته که ما در این تجمع شعار الله اکبر هم سرداده ایم اما متهم موضوع پرونده منکر هرگونه سردادن شعار شده و پس از سپری شدن روز در شب به دیدار خانواده خواهر آقای میرحسین موسوی که ظاهرا فرزندشان در آن روز دچار حادثه شده و کشته شده جهت تسلیت رفته اند.

متهم می گوید من خانواده خواهر میرحسین موسوی را نمی شناسم خواهرم زهرا آن ها را می شناسد آنهم نه مستقیم بلکه با رابطه آن ها را می شناسد . ما شب حدود ۹ رفتیم حدود ده دقیقه حضورداشتیم و پس از تسلیت برگشتیم . مامورین درپرونده گزارش کرده اند که متهم در آن جا از طرف خود و به نمایندگی از نهضت آزادی تسلیت گفته است ولی متهم منکر این موضوع شد . دادگاه با ملاحظه پرونده خانم زهرا توسلی در حضور متهم و وکیل مدافع وی ملاحظه نمود که مامورین چنین گزارشی در مورد خانم زهرا توسلی نکرده اند و فقط در مورد خانم سارا توسلی چنین گزارش نموده اند و خانم سارا توسلی در دادگاه در دفاع از این عمل اظهار داشته است که صادقانه بگویم که نهضت آزادی خبرنداشت و در جریان نبود که من رفته ام آن جا .

دادگاه با ملاحظه این که اولا خانم سارا توسلی حسب الاقرار خانواده خواهر آقای موسوی را نمی شناسد . ثانیا خواهرش خانم زهرا توسلی هم مستقیم این خانواده را نمی شناسد بلکه با واسطه می شناسد. ثالثا ساعت حضور آن ها در منزل خواهر آقای موسوی ۹ شب زمستان بوده که حدود ۴ ساعت از شب سپری شده . رابعا ادعای همسایگی و رودربایستی ننموده . خامسا دو زن در چنین ساعت شب برای تسلیت از کشته ای که صرفا ارتباط موضوعات سیاسی و جریان فتنه داشته با توصیف فوق در شهر تهران که عموما اعضای یک مجتمع مسکونی یکدیگررا نمی شناسند و ارتباطی باهم ندارند حضورپیدا کنند . سادسا مامورین موضوع تسلیت گفتن از طرف نهضت آزادی را فقط به خانم سارا توسلی نسبت دهند . سابعا خانم سارا توسلی مدعی شده چنان سرگرم کاروزندگی است که اصلا فعالیت سیاسی ندارد . ثامنا قاضی دادگاه به وی اطلاع داد خواهرش که همراه وی در تجمعات بوده اذعان داشته شعار الله اکبرداده ایشان در جواب می گوید : مگرشعار الله اکبر چه اشکالی دارد؟ این ها همه حکایت از مخفی کاری متهم و انجام فعالیت موثر در راستای اهداف فتنه سبز لیکن با پوشش و هوشیاری کامل دارد . و استشهادیه اساتید محترم دانشگاه و دانشجویان خانم سارا توسلی داستان دیگری دارد که پرداختن به آن در دادنامه که متنی حقوقی و قضایی است موضوعیت ندارد . دادگاه با توجه به مطالب مطروحه فوق و غیرموجه دانستن دفاعیات متهم و وکیل مدافع وی هر دو اتهام را وارد دانسته و با استناد به ماده ۶۱۰و۶۱۸ قانون مجازات اسلامی حکم بر محکومیت متهم به تحمل پنج سال حبس به جهت اجتماع و تبانی با احتساب ایام بازداشت قبلی و یکسال حبس تعزیری و تحمل ۷۴ضربه شلاق تعزیری به جهت اخلال در نظم عمومی صادر و اعلام می نماید.این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر ر محاکم تجدید نظر استان تهران می باشد .

رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی

ودادرس علی البدل محاکم عمومی تهران

پیرعباسی



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی


نظرات

سلام
من به عنوان یک معلم ایرانی شرمنده‌ام. کافی بود این آقای قاضی کتاب‌های زبان و ادبیات فارسی دبیرستانی را یک بار از رو بخواند تا مرتکب این همه انواع غلط‌های دستوری و نگارشی نشود.
سایر موارد "پیشکش"


چرا به عبید زاکانی توهین میکنید؟


مثل معروف خودمان را کهیاد دارید؟ از خر چه زاید؟
جناب نوری چه انتظاری داشتی؟ دنبال کدام معجزه بودی وقتی که کشش ذهن از دوران صفویه پیش تر نرفته؟ در عجبم که تو نمی دانستی این ها. شما که مطالب مهمتر از اینها را در طی این 30 سال خوانده ای و شنیده ای؟ مگر انها هم همین نیست. سر افراز باشی


عبارت ، عبید ذاکانیهای بر مسند قضا نشسته ، طلم به عبید ذاکانی است .


با سلام

من از ایرانی بودنم خجالت میکشم .

اقای لاریجانی تبریک عرض میکنم.

نوریزاد عزیز سر تعظیم در مقابل معرفت تو فرود میاورم.


نظر شما

در همین زمینه
  • آیا چیزی از سپاه پاسداران بجای مانده است؟
  • روسپی های سرزمین من!
  • پیشکش به شما خوبان؛ نجواهای محمد نوری زاد در زندان اوین
  • غمزه های قرآنی
  • محمد نوری زاد به مرخصی آمد
  • وضعیت وخیم جسمی محمد نوری زاد در بند ۳۵۰ اوین
  • نامه نوری زاد به یادگار امام؛ به سید حسن خمینی عزیز و سیادت سیلی‌خورده‌اش
  • نامه پنجم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی: اگر صادق باشیم، صدای شکستن استخوان های اقتدارمان را خواهیم شنید
  • یادداشت محمد نوری زاد از اوین؛ داستان گفت و گوی من و دادستان
  •  
    آخرین اخبار
  • پاسخ آیت الله علی محمد دستغیب به نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
  • در شب اول ماه رمضان، صفایی فراهانی با بدرقه همرزمان و خانواده راهی اوین شد
  • کروبی در گفتگو با گاردین: به پیروزی مردم اطمینان دارم
  • پیام تصویری مهدی کروبی در حمایت از تلویزیون رسا
  • بیانیه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در حمایت از شکایتنامه از مسوول سپاه؛ به جای تهدید و فشار به شکایت ستمدیدگان انتخابات رسیدگی کنید
  • بی خبری مطلق از زندانیان اعتصاب کننده اوین
  • حمزه کرمی علی رغم نظر پزشکان متخصص به اوین بازگردانده شد
  • حمیدرضا جلایی پور: ۶۰ روز از انفرادی محمدرضا می گذرد؛ از سرگردانی و رنج خانواده ها ابایی ندارند
  • روز خبرنگار و قصه پرغصه روزنامه‌نگاری در ایران ما
  • رسا: اخبار ۱۹ مرداد ۱۳۸۹
  • نرخ بیکاری از ۱۱٫۱ به ۱۴٫۶ درصد رسید
  • بیانیه زندانیان بند ۳۵۰ اوین: تشریح سیاست های جدید اعمال فشار
  • شکایتنامه تاریخی دردسر ساز شد؛ احضار به زندان/ صفایی فراهانی: به اوین باز می‌گردم اما شکایت خود را پس نمی گیرم
  • موسوی: نمی توان به یک بخش قانون اساسی اعتنا شود و بخش دیگر آن فراموش گردد
  • جایگاه دین در «نظریه سیاسی مطلوب جنبش سبز» یا جایگاه دینداران در آن؟
  • پاسخ آیت الله دستغیب به نامه مشترک کروبی و موسوی
  • محکومیت بدرالسادات مفیدی به شش سال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت مطبوعاتی
  • احمدی نژاد در مصاحبه با مجله آمريکايي نيويورکر:امروز همه رقبا و مخالفين من آزاد هستند
  • رهنورد با اشاره به فرا رسیدن ماه رمضان:"نیایش سبز" را بر تارک دعاهای خود قرار دهیم
  • خاتمی در دیدار با خانواده جواد ماه‌زاده: فتنه واقعی دروغ‌های ناشیانه‌ای است که گفته می‌شود و به پای نظام می‌نویسند
  •