به روز شده: ۱۹:۲۲ تهران - سه شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰

سخنرانی سیدمحمد خاتمی به مناسبت روز معلم:

 جامعه‌ای که در آن جهل و فقر و تبعیض باشد جامعه مطلوب نیست

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید»، گفت:«آنچه ما می‌خواهیم و انقلاب ما هم می‌خواست؛ پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم و امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم است نه اینکه خدای نکرده مثل گذشته‌ها، قدرت در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد.»

حجت الاسلام سید محمد خاتمی در جمع معلمان با تبریک فرارسیدن روز معلم و گرامی داشت سالروز شهادت آیت‌الله دکتر مرتضی مطهری به تببین تفکرات شهید مطهری پرداخت.

رئیس دولت اصلاحات در بخشی از سخنانش در توصیف شهید مطهری گفت: «شهید مطهری انسانی دین‌باور بود و از موضع استوار دین، انسان‌‌مدار بود و ایشان رسالت خود را دفاع از حقیقت دین و دین‌داری می‌‌دانستند با این توضیح که معتقد بودند در عرصه دین‌داری نیز خرد باید حاکمیت داشته باشد و دین باید استوار بر پایه‌های محکم منطق و برهان و خرد قرار بگیرد.»

خاتمی در بخش دیگری از سخنانش به تحولات اخیر منطقه اشاره کرد و گفت: «این موج مبارکی که در خاورمیانه و در دنیای عرب و ان‌شاء‌الله در همه قسمت‌ها ایجاد شده و خواهد شد، موج آزادی‌خواهی، موج ضدیت با دیکتاتوری، موج مخالفت با وضعیت فوق‌العاده در تمام این کشورها، در سوریه‌، مصر، الجزایر، یمن و همه جاهای که هست می‌گویند که باید این حالت فوق‌العاده از بین برود؛ انتخابات آزاد باشد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان همچنین با گرامی‌داشت روز کارگرتصریح کرد: «کارگر بخش زحمت کش و مؤثر جامعه است و در طول تاریخ تحولات یک قرنه کارگران ما بسیار هوشیار و بیدار عمل کرده‌اند، در همه صحنه‌ها حاضر بوده‌اند و بحمدالله تحت تأثیر تبلیغات مکاتب انحرافی قرار نگرفته‌اند و در عین حال همواره نسبت به حقوق خود حساس بوده‌اند.»

به گزارش آفتاب، متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در جمع معلمان در ادامه می‌آید:


خوش‌آمد می‌گویم به شما عزیزان که در حساس‌‌ترین و مهم‌ترین موقعیت کشور در جایگاه بسیار ارزنده‌ای خدمت کردید و می‌کنید.

عرض ادب می‌کنم به صدها هزار معلم و مربی و کسانیکه در عرصه آموزش‌وپرورش کشور و نیز در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی تلاش می‌کنند. ای کاش عزیزانی از معلمان که گرفتارند در میان ما بودند، کسانی که در صداقت و پاکی و خدمت‌های‌شان تردیدی نیست، هر چند نمی‌خواهم بگویم هیچ‌کس اشتباه نمی‌کند ممکن است هرکس اشتباه کند ولی سوابق و انگیزه‌های آنها را می‌دانیم که اهل خدمت بودند، زحمت کشیدند، امروز در میان ما نیستند و گرفتار هستند.

معلمان، اساتید دانشگاه‌ها، دانشجویان، حتی دانش‌آموزانی که در این طیف بودند.

البته هر کسی که در بند گرفتار شود برای ما باعث تاسف و تاثر است ولی امروز به مناسبت روز معلم می‌گوییم ای کاش معلمانی که واقعا گناهی به آن صورت ندارند و جرمی مرتکب نشده‌اند و امروز گرفتار هستند در میان خانواده و خود ما و جامعه بودند.

امیدواریم به لطف خداوند هر چه زودتر همچنان که بارها گفته‌ایم زندانیان آزاد شوند و فضا باز شود این به نفع کشور و نظام و همه خواهد بود و امیدواریم شاهد روزهای بهتری در این زمینه باشیم.

نام‌گذاری هفته معلم و روز معلم به مناسبت شهادت استاد شهید مطهری نکته و تناسب بسیار مهمی دارد چرا که به حق عنوان معلم برای آیت‌الله شهید مطهری بسیار به جا است.

گرچه در فرهنگ یونان و نیز در فرهنگ فلسفی اسلامی معلم معنای خاصی داشت و دو معلم در تاریخ و فلسفه جهانی و اسلامی نامور شدند یکی ارسطوست و دیگری فارابی که موسس فلسفه اسلامی است.

معلم به اقتضای وضعیتی که دانش و و اندیشه و فلسفه در گذشته داشت که فلسفه و حکمت شامل همه شعب و شاخه‌های علوم و دانش‌های بشری و فنون مختلف بود به کسی می‌گفتند که صاحب تبحر در همه این رشته‌ها و شاخه‌ها باشد و به همین دلیل ارسطو را که در مابعدالطبیعه و طبیعیات و موسیقی و سیاست صاحب‌نظر بود و به خاطر جامعیتش، معلم اول گفتند و در دنیای اسلام هم فارابی که در همه رشته‌ها و شاخه‌ها و شعبه‌ها صاحب‌نظر بود معلم دوم لقب گرفت. البته امروز که دانش‌ها از هم باز شده‌اند و رشته‌های مختلفی پیدا کرده‌اند دیگر اصلا محال است کسی به این معنا معلم باشد حتی ذوالفنون‌هایی که شیخ بهایی می‌گفت باز شامل همه رشته‌ها نمی‌شود، گرچه در زمان شیخ بهایی علوم مختلف تحت عنوان حکمت مطرح می‌شد. ولی در دنیای جدید با گستردگی علوم، دیگر معلم بدان معنا تحقق پیدا نمی‌کند ولی معلم یعنی کسی که آگاهی را به جامعه ‌می‌دهد و شخصیت انسان‌ها را بر اساس آگاهی و عدل و ارزش‌ها شکل می‌دهد الان هست و رایج است.

علامه شهید آیت‌الله مطهری علاوه بر اینکه معلم بود یعنی مدرس و تعلیم دهنده دانش‌ها و علوم بود لااقل در حیطه دانش الهی و علوم اسلامی و حتی پاره‌ای از علوم عام امروز، جامع‌الاطراف بود. در کلام، فلسفه، عرفان، تفسیر، تاریخ، فقه و سایر رشته‌هایی که وجود دارد و آثار ایشان نیز شاهد مدعی است و نیز دارای تلاش برای آگاهی بیشتر نسبت به علوم و دانش‌های زمان خودش لاقل آنچه به رشته‌هایی که به حوزه تخصص ایشان مربوط می‌شد مثل فلسفه جدید و جامعه‌شناسی و اموری نظائر آن واقعاً شهید مطهری اگر نگوییم بی‌نظیر، کم‌نظیر بود و کار ایشان هم کار معلمی بود، چه در حوزه علمیه و چه در دانشگاه.

شهید مطهری به خاطر دفاع از اندیشه درست و حاکمیت انصاف و عقلانیت در جامعه مورد غضب قرار گرفت و بدست انسان‌های پلیدی که با رشد و پیشرفت جامعه و روشن شدن حقایق و دور شدن جامعه از تعصبات نابه‌جا مخالف بودند شهید شد.

روز معلم به مناسبت شهادت آن بزرگوار است. بطور خلاصه اگر شهید مطهری را بخواهیم توصیف کنیم انسانی دین‌باور بود و از موضع استوار دین، انسان‌مدار بود و ایشان رسالت خود را دفاع از حقیقت دین و دین‌داری می‌دانستند با این توضیح که معتقد بودند در عرصه دین‌داری نیز خرد باید حاکمیت داشته باشد و دین باید استوار بر پایه‌های محکم منطق و برهان و خرد قرار بگیرد.

راهی که ما برای فهم دین خدا و بسط دین خدا داریم خردی است که خدا به ما داده است و به همین دلیل یکی از پیشتازان مبارزه با الحاد از یک طرف به عنوان تفکر ضدالهی و ضدتوحیدی بودند بخصوص به آن صورت که در دوران ما رایج بود و نیز مبارزه با التقاط یعنی آمیخته شدن حق با باطل و عرضه مطالب به صورتی که بنیاد فکری و عقلانی ندارد و از هر جایی تکه‌ای گرفته شده و مجموعه ناهمگونی به نام مکتب، اندیشه و ایدئولوژی مطرح می‌شد و از طرف دیگر مبارزه با خرافات و تحریفات در در دین ایشان یکی از انسان‌هایی است که واقعاً درد داشت در مقابل خرافه‌گرایی در جوامع و جامعه اسلامی و مبارزه با تحریف و بد عرضه شدن دین و نادرست فهمیدن و فهماندن دین در جامعه.

آثاری که شهید مطهری در زمینه تحریف‌های دینی و مبارزه با خرافات دارد و دفاع از آزاداندیشی گویای این مطلب است.

ایمان گلی است که در بوستان آزادی می‌روید، ایمان تحمیلی نیست، ایمان را نمی‌توان به دیگران داد، در فضای آزاد با بکار انداختن خرد و عقلانیت است که انسان به خاطر فطرتی که دارد به آن حقیقت می‌رسد و ایمان می‌آورد، به همین دلیل است ایمان‌های ارثی، ایمان‌هایی که بصورت عادت درآمده است ایمان‌هایی که به خاطر تعصبات ایجاد شده است به آن صورت ارزشی ندارد.

ایمان مبتنی بر آگاهی و انتخاب است که در فضایی که آزادی وجود داشته باشد انسان امکان انتخاب دارد و البته این فضا باید الوده به خرافات و کج‌روی‌ها و تعصبات نشود. قرآن کریم نکوهش می‌کند گذشتگان و دیگران را که در مقابل پیامبران بودند، آنان که به تعبیر قرآن کریم می‌گفتند: "إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى اثارهِم لمُّقْتَدُونَ" چون پدران ما این چنین بودند و سنت را عبارت از عادت‌هایی می‌دانستند که از گذشته به ارث رسیده است بی‌آنکه فکر خود را به کار بیاندازند این را مردود می‌داند و می‌گوید انسان باید تفکر کند.

ایمان اصیل انسان‌ها را از دو اسارت نجات می‌دهد، از اسارت هوای نفس و شیطان و از اسارت قدرت‌های سلطه‌گری که خودشان را حق مطلق می‌دانند و اجازه نمی‌دهند حق الهی و خداداد را که حاکمیت انسان بر سرنوشت او است با تشخیص و انتخاب انسان‌ها اعمال شود. با دو استبداد، دو جباریت پیامبران مبارزه کردند، جباریتی برخاسته از درون و هوس‌زدگی و قرار گرفتن بخش انسانی وجود در خدمت بخش حیوانی و دیگری جباریتی از بیرون و حاکمیت نفس‌گیر زورگویان بر جامعه.

باری شریف‌ترین شغل که شغل انبیاء هم هست همین معلمی است و مگر نه اینکه صفت خاص پیامبر تعلیم کتاب و حکمت و تزکیه انسان‌هاست اموزش و آگاهی دادن از یک طرف و پاک کردن و پالایش دادن درون برای اینکه این سنگینی‌ها از او گرفته شود و بتواند اوج بگیرد و بالا بیاید.

جالب اینکه در آن جایی که حضرت امام علی‌(ع) از حق متقابل والی و مردم صحبت می‌کند نیز آگاهی‌بخشی و تعلیم و تأدیب جایگاه مهم دارد. واقعاً در سیر تاریخ بشر این‌طور از حق مردم در مقابل حکومت صحبت نشده است، البته حکومت حدود و اختیاراتی دارد ولی اینکه همه امکانات و همه حق در خدمت قدرت باشد و همه فرمان‌پذیری‌ها و اطاعت محض برای مردم، شیوه‌ای بوده که نوعاً در حکومت‌ها جبار وجود داشته و اسلام عزیز و امیرالمومنین است که به صراحت از حق مردم صحبت می‌کند و حق مردم بر حکومت را عبارت می‌داند از بالابردن آگاهی جامعه، فرو‌انداختن پرده‌های جهل و نادانی در جامعه و پرورش انسان‌ها. می‌فرماید حق شما بر من والی و فرمانروا عبارت است از: توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا

ادب در فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی دامنه وسیعی دارد. ادیب آن کسی است که بینش و منش درست و والا دارد و ادب هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی.

ادب آن است که بینش، عالمانه و رفتار، درست باشد و انسان برخوردار از زندگی معقول باشد. جامعه‌ای که در آن جهل و فقر و تبعیض باشد جامعه مطلوب امام علی علیه السلام نیست. حکومتی که مورد خواست و رضایت مردم نباشد حکومت مطلوب نیست. و حاکمی که درد مظلومان و عزم مبارزه با استثمارگران و زورگویان را نداشته باشد حاکم مطلوب امام علی علیه السلام نیست.

امام بعد از حق مردم از حق حکومت سخن می‌گوید: اولین حق حکومت بر مردم انتقاد کردن، نصیحت یعنی انتقادی که توام با خیرخواهی است، اینکه آزادی مطلوب در جامعه باشد. جالب این است که آزادی و اندیشه و بیان و نقد و انتقاد را حق حکومت و وظیفه جامعه می‌داند.

ما در سایه بینش علوی یک گام از دنیای امروز جلوتریم که می‌گوید حق آزادی اندیشه، حق انتقاد و حق بحث آزاد در جامعه و پرسش از حکومت و... باید پاس داشته شود.

آن چه ما می‌خواهیم و می‌گوییم و انقلاب ما هم می‌خواست همین است. یعنی نظامی که هم در آن ارزش‌های الهی باشد هم خرد و منطق و عقل بر آن حاکم باشد و هم آزادی‌های مطلوب و مشروع وجود داشته باشد و هم پاسخ‌گویی حکومت در مقابل مردم باشد و هم امکان انتقاد و نقد و اعتراض برای مردم باشد و هم حق و امکان مردم به جابجایی قدرت با انتخابات و به طریق آزاد و مسالمت‌آمیز. این‌ها خواست جمهوری اسلامی بود که ریشه‌های الهی را در آن می‌بینیم.

نه اینکه خدای نکرده مثل گذشته‌ها قدرت در هاله‌ای از تقدس پوشانده شود که کسی حق سؤال و انتقاد و اعتراض نسبت به آن نداشته باشد. جمهوری اسلامی بر آمده از اراده آزاد مردم است و قدرتی که متمرکز شده است در مقابل مردم مسئول است و مردم حق بلکه وظیفه دارند انتقاد، امر به معروف و نهی از منکر کنند و کدام نهی از منکر بالاتر از اینکه اگر مردم می‌بینند ظلمی در جامعه است، اگر فقری در جامعه است، امکاناتی از جامعه از بین می‌رود، مسائل را بیان کنند و بعداً هم بالاتر از این مردم در موقعیتی قرار بگیرند که وقتی چیزی را نپسندیدند با آزادی و اراده کاملا آزاد و امنیت کامل با انتخاب خودشان بتوانند امور را جا‌به‌جا کنند. جمهوری اسلامی یعنی همین و ما هم ار آن دفاع می‌کنیم. همیشه هم از آن دفاع می‌کنیم.

نکته دیگری که می‌خواهم عرض کنم اینکه اسلام در مقابل جاهلیت است. نگرانی امروز من هم که همیشه بوده و امروز هم هست اینکه خدای نکرده در این کشاکش‌ها اسلام آسیب نبیند.

باعث تأثر است این موج مبارکی که در خاورمیانه و در دنیای عرب و ان‌شاء‌الله در همه قسمت‌ها ایجاد شده و خواهد شد، موج‌آزادی خواهی، موج ضدیت با دیکتاتوری، موج مخالفت با وضعیت فوق‌العاده در تمام این کشورها در سوریه، مصر، الجزایر، یمن و همه جاهای که هست می‌گویند که باید این حالت فوق‌العاده از بین برود. انتخابات آزاد باشد. اینها خیلی مبارک است ولی در جنبه ایجابی مسأله چگونه است؟ این موج مبارک در کشورهای اسلامی رخ می‌دهد، جاهایی که اکثریت آنها مسلمان‌اند. ما خیلی علاقمند بودیم که در مقابلش بگویند ما می‌خواهیم نظام دینی و اسلامی هم حاکم باشد و اگر در ذهن این جوامع بود که اسلام با آزادی می‌تواند سازگار باشد، با انتخابات آزاد و انتخاب مردم می‌تواند سازگار باشد و نه تنها برای مسلمانان این آزادی برای همه کسانی که در ذیل و ظل حکومت و جامعه اسلامی زندگی می‌کنند این آزادی و حرمت وجود دارد ولو دین دیگری داشته باشند همه شهروند‌اند و حقوق شهروندی دارند آن وقت می‌دیدید امروز موجی که بود جنبه ایجابی آن هم جنبه اسلامی بود.

در گذشته نگاه می‌کنند به نام اسلام چه جباریت‌هایی صورت گرفته، در زمان ما هم در همسایگی ما یک حکومت‌های جباری که با ابتدایی‌ترین حقوق بشر سازگار نبودند امتحان خود را دادند؛ در افغانستان و در جاهای دیگر و به نام خدا می‌کشتند، زنان را اسیر می‌کردند، ظلم می‌کردند، ترور و سرکوب می‌کردند و آزادی‌های مردم را می‌گرفتند و این‌ها را به نام اسلام انجام می‌دادند خوب مردم می‌گویند اگر بناست دیکتاتوری باشد باز این دیکتاتوری‌هایی که هست نامقدس است اگر یک دیکتاتوری مقدس بخواهد بیاید بهتر است که نیاید ترس از آنهاست.
من بارها گفته‌ام و الان هم می‌گویم، که آنچه ما اصلاحات می‌نامیم تداوم انقلاب اسلامی است و تداوم حرکتی که مردم در یکصدوپنجاه سال گذشته داشته‌اند و در مشروطیت و نهضت ملی جلوه کرده و در انقلاب اسلامی جلوه روشن‌تر داشت ما همان راه را داریم. حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان، آزادی از سلطه استبداد و استعمار، پیشرفت در جامعه، مبارزه با عقب‌افتادگی و جریان یافتن عدالت در جامعه.

عدالت هم فقط عدالت اقتصادی نیست گرچه عدالت اقتصادی بسیار بسیار مهم است. همین شهید مطهری از نکته‌های بسیار ارزنده‌ای که دارد در کتاب مبانی اقتصاد می‌فرماید عدالت در سلسله علل احکام اسلام قرار می‌گیرد. یعنی آن چیزی اسلامی است که عادلانه باشد نه اینکه ما هر برداشتی هر چیزی از اسلام داشتیم ولو در آن ظلم و تبعیض باشد آن اسلام است این اسلامی نیست! باید بسنجیم ببینیم این کارو حکمی که می‌کنیم عادلانه هست یا نه؟ اخلاق هم بسیار مهم است و من در جایی گفته ام اخلاق هم در سلسله علل احکام اسلامی است عدالت و اخلاق در خیلی جاها غریب است، ولی جایی که نام اسلام هست اگر اخلاق و عدالت لطمه ببینید زیانش به اسلام می‌رسد آن وقت بدبینی نسبت به اسلام پیدا می‌شود. ما باید از اسلام دفاع کنیم. امروز باید کاری نکنیم که جوانان ما در اینجا و در سراسر دنیا یک نوع سوء‌ظن نسبت به اسلام پیدا کنند.

حکومت‌ها می‌آیند می‌روند، جوامع می‌گذرند، ولی ما هم وظیفه‌ای داریم که در این زمان از اسلام و چهره رحمانی و انسانی و آزادی‌ خواهانه اسلام و عدالت‌پرور اسلام و ضد شرک اسلام دفاع کنیم.

به هر حال اسلام در مقابل جاهلیت است. وظیفه ما این است از اسلام دفاع کنیم. نگذاریم اسلام لطمه بخورد. بخصوص اسلامی که مدعی است می‌تواند بر جامعه حکومت کند و ما هم به این معتقدیم.

البته اسلامی که ما معتقدیم حکومت کند بدین معنا نیست که نه تنها یک گروه خاص و با ویژگی خاص همه امکانات را در انحصار خود بگیرد و در صدد طرد و حذف همه سلایق ولو اسلامی و شیعی بر می‌آید، بلکه غیرمسلمان هم در درون حکومت اسلامی محترم و صاحب حق است و باید باید همان حرمت و موقعیت را داشته باشد که یک مسلمان دارد.

ان‌شاء‌الله به لطف خداوند و حرمت خون‌هایی پاکی که به پای انقلاب و نظام ریخته شد و نیت پاکی که امام داشت و معتقدم بسیاری از کسانیکه در خدمت این انقلاب و ملت بوده‌اند همان نیت پاک را داشته‌اند هر چند ممکن است همه آنهایی که انجام شده درست نباشد به حرمت آنها و به مقام و منزلت پیامبر اکرم از خدا می‌خواهیم دل‌هایمان را به هم نزدیک‌تر کند.

شناخت وظیفه در این موقعیت خیلی مهم است. انسان مومن واقعی کسی است که هیچ‌گاه نباید مایوس شود. یکی از وظایفی که در این موقعیت برای خودم می‌دانم این است که از اسلام دفاع بکنم و به نکته دیگری هم اشاره کنم به مناسبت روز کارگر. کار و کارگری جایگاه مهمی در همه جوامع دارد.

خوشبختانه در دوره ما سه‌جانبه‌گرایی را مورد توجه قرار دادیم. هم کارفرما، هم کارگر و هم دولت که با هم مسائل را حل کنند و بسیار هم مفید بود. به هر حال کارگر بخش زحمت‌کش و مؤثر جامعه است و در طول تاریخ تحولات یک‌قرنه کارگران ما بسیار هوشیار و بیدار عمل کرده‌اند، در همه صحنه‌ها حاضر بوده‌اند و بحمدالله تحت تأثیر تبلیغات مکاتب انحرافی قرار نگرفته‌اند و در عین حال همواره نسبت به حقوق خود حساس بوده‌اند. و پرسش این است که واقعا به حقوق خود رسیده‌اند؟ آیا امروز کارگران راضی هستند؟ پشتوانه کار و امنیت کارگر رواج و رونق تولید در جامعه است. آیا وضع تولید در جامعه مطلوب است؟ آیا کارفرمایان ما آنگونه که شایسته است می‌توانند فعال باشند؟ در حالی که در این سال‌ها از یک طرف امکانات بسیار وسیعی در اختیار دولت بوده است. از کل درآمد نفت از اول پیدایش و صدور نفت در یک قرن گذشته حدود نیمی از این درآمد در این پنج شش سال گذشته نصیب کشور شده است. از سوی دیگر نقشه راه یعنی سند چشم‌انداز پیش روی دولت بوده است. آیا در این مسیر حرکت کرده‌ایم؟ آیا رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری مطلوب و رواج و رونق کشاورزی و صنعت را شاهدیم؟ با ادعا مسائل حل نمی‌شود. اگر رشد ما پایین یا منفی است یعنی کار و کارگر هم دچار مشکل است!

به هر حال برای کارگران عزیز و کارفرمایان و همه کسانی که به این مرز و بوم خدمت می‌کنند موفقیت آرزو می‌کنم. البته معتقدم امکانات کم است ولی ایا مسیر طوری است که امیدوار کننده و به سوی بهبود زندگی پیش می‌رود؟
کارگر باید کار داشته باشد همچنین حقوقی دارد باید بحث کند و از حقوق خود دفاع کند و تضمین برای آینده داشته باشد.

در آغاز این دیدار تعدادی از حاضران ضمن بزرگداشت هفته معلم و جایگاه تعلیم و تربیت از اینکه بعضی فشارها و ‌دستگیری‌ها نسبت به معلمان اعمال می‌شود اظهار ناراحتی کردند و نسبت به رواج خرافه و مطالب بی‌اساس نسبت به دین هشدار دادند و اینکه باید هوشیار بود که شاهد انحصارطلبی فکری و ترجیح بلامرجع بعضی بینش‌ها به نام انقلاب و اسلام نباشیم. این امور از یک سو، هویت جامعه را تهدید می‌کند و از سوی دیگر سبب گریز بخش‌هایی از جامعه بخصوص جوانان از دین و نظام می‌شود. و نیز بر لزوم هر چه بیشتر آگاه کردن جامعه و ارتباط با قشرهای مختلف جامعه برای بالابردن آگاهی آنان تأکید کردند.

در این دیدار از استاد شهید مطهری به عنوان معلم دینداری و روشنفکری و عقل‌گرایی تجلیل شد و بر لزوم پرداختن بیشتر به اندیشه‌های امام و شهید مطهری و ارزش‌های اصیل انقلاب اسلامی که متأسفانه در معرض تهدید است تأکید به عمل آمد.



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی


نظرات

سید لبخند ،همین ست که همین است!
او از مردمان استان یزد یعنی اردکانست و مردمان این خطه معتدلندودیدیم که در میان تمام پادشاهان و روئسای جمهوری اسلامی و دو رهبر گذشته وحال او کمترین یا هیچ جنایتی را مرتکب نشد، ولی او یک فرد انقلابی نبوده ونیست چون یزدی هست، دست دادنش را با خبرنگار ایتالیایی منکرشد و از رویارویی با کلینتون فرار کرد زیر یزدی نمیتواند از خط قرمز رد شود وحتی نمیداند که سیاست مدار در دروغ گفتن محدودیت ندارد.

آقای خاتمی اگر به منافع ملت ایران می اندیشد بایدعمل کرد خمینی را در کنفرانسی بیرون ازایران با حضور کارشناسان ایرانی و اپوزیسیون سرکوب شده مورد تحقیق وبررسی قراربدهدو کارشناسانی غیر ایرانی هم بعنوان شاهد حضور داشته باشند، صلح را از ایران شروع کند، همه میدانیم که آقای خمینی سخنانی ضد ونقیض بفوفور گفته و به قانون اساسی هم اعتقادی نداشته وفرمان جنایان بیشماری را هم صادر کرده از آنجمله قتل عام شصت وهفت آنهم بشهادت آقای منتظری.
بله جناب سید محمد جان از ظالم چند بار گفتی آیا سید روح اله خمینی ظلم نکرد؟ ظالم نبود؟چرانمیخواهی اقرار کنی؟کتمان نکن که آدم وعالم مطلعند.

دروازبان سابق تیم ملی جناب حجازی اینروزها دربستر بیماری برایش فرصتی پدید آمده وسربازان امام زمان نمیتوانند اورا با حال نزارش به کهریزک واوین ببرند، لب به سخن گشوده واز حکومت اسلامی انتقاد میکند ،او قهرمانست وراه تختی را بنحو دیگری انتخاب کرده،شما هم عمری کرده اید و دوبار هم رییس جمهور شده اید ودر وضعیت بازنشستگی هستید لب بسخن واقعی ومردمی بگشایید واز خلع لباسی که همه انواع لکه های ننگین برآن نقش بسته نهراسید، از اشکوری خلع لباس شده درس بگیرید که آزاد شد وبه کت وشلوار هم عادت برای همیشه کرد.
جونوم با کلام یزدی میگویم:اگر مذهبیان بخصوص آخوندها تصور کنند که میتوانند نابسامانی ها ،خرابیها، دزدی ها،آدم کشیها،رانت وزمین خواریها،بی اخلاقی ها، خرافات گویی ها،شکنجه وتجاوزهای سی وسه ساله را بگردن احمدی نژاد بیندازندودر دفتر اعمال او بنویسند سخت در اشتباهند، مردم نیک اگاهند وبرای یک یک حکومتمدارن این سی و سه سال دفتر حسابی دارند.
اگر موسوی وکروبی رییس جمهور میشدند چه عوض میشد مگر کروبی حکم حکومتی را قبول نداشت؟مشکل ولی فقیه است وبس


محمد خاتمی انگاری مانکن طرح عبا و قبا ست، هر روزی یه عبا و قبای نو تنش می کنه، با با این همه جنایت اسلامی این عبا و قبا رو در آر و آتیششون بزن. خجالت داره، این همه شجاعتو از کجا آوردی؟؟؟ هان! تف کردین تو صورت سبز مردم، حرکت رو عقب انداختین. هر چیش بد بود اینش خوبه که یه راست مردم رو از خودتون ناامید کردین، حالا دیگه میرن سراغ صد در صد لاییکها، بایستی به اینجا می رسیدن. خب رسیدن.
مرگ بر بیشرفی زنده باد شرف


این خبر وحشتناک را بی بی سی منتشر کرده. آخر مگر دین و ایمان زورکی هم می شود. یکی مسلمان و است و یکی دیگر نیست. یکی زرتشتی ست ست و یکی هم مسیحی و یهودی. امروز روز تحمیل نیست. شما این بیچاره ی پیرمرد را با حالت بیماری اینطور تحقیر می کنید، بعد می خواهید این دین شما دین شرف ئ انسانیت و تقوا باشد و کسی هم بهش تو هین نکند. مسلمانان خبر را بخوانید.


منابعی در جامعه بهائیان ایران می گویند که یکی از پیروان این دین در استان مازندران بازداشت و پس از چند بار بازجویی خشن، با پابند در سطح شهر تنکابن گردانده شده است.
بستگان و دوستان وجیه الله میرزا گلپور، ۷۱ ساله، به بی بی سی فارسی گفته اند که وی پس از احضار از سوی اداره اطلاعات شهرستان ساری، به تنکابن منتقل شده و در آنجا مورد بازجویی قرار گرفته است.
مطالب مرتبط
تلاش برای تعیین نماینده آمریکا در امور حقوق بشر ایران
ایران به نقض جدی آزادی های دینی متهم شد
درخواست از کلینتون برای تحریم احمدی نژاد
موضوعات مرتبط
حقوق بشر
این چندمین مورد بازداشت بهائیان در ساری و سایر شهرهای استان مازندران است که با اتهام تبلیغ علیه نظام مواجه بوده اند.
وجیه الله میرزا گلپور، ساکن روستای صفرآباد از توابع ساری است که به گفته بستگانش به بیماری قلبی مبتلاست و یک هفته پیش از دستگیری، برای معالجه به بیمارستان مراجعه کرده بود.
خانواده اش می گوید که هنوز نمی دانند وی دقیقا با چه اتهامی رو به روست و ادامه بازداشت او را غیرقانونی توصیف کردند.
دوستان و نزدیکان وجیه الله میرزا گلپور که خواسته اند نامشان فاش نشود، به بی بی سی فارسی گفته اند که سه شنبه این هفته او را "برای تحت فشار قرار دادن بیشتر" با پابند و به صورت پیاده و در ملاء عام دور شهر گردانده اند.
به گفته یکی از منابع، پیشتر حین بازجویی "برای اعتراف سرش را به دیوار زده اند و با لگد به پهلویش کوبیده اند."
وصال محبوبی، طره تقی زاده و هوشنگ فنائیان از جمله بهائیانی هستند که طی ماه های گذشته در شهرهای ساری و آمل به حبس محکوم شده اند.
وصال محبوبی برادر سارا محبوبی است که به تازگی از بازداشتگاه اطلاعات آزاد شد.
فیض الله روشن نیز از بهائیان ساکن ساری است که با اتهام تبلیغ علیه نظام رو به روست و به قید وثیقه آزاد شده و به گفته خانواده اش، دادگاه وی تا چند روز دیگر برگزار خواهد شد.
انتقال به زندان قرچک
از سوی دیگر، مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی، از سرپرستان سابق جامعه بهائیان که سه سال از بازداشت آنها می گذرد، از زندان رجایی شهر کرج به زندان قرچک در حوالی ورامین منتقل شده اند.
فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت، هفت بهایی محکوم شده هستند که در زمان بازداشت، عضو گروهی بنام "یاران" بودند که سرپرستی جامعه بهایی در ایران را برعهده داشت.
پنج مرد این گروه چندی پیش از بند عمومی زندان رجایی شهر به بند امنیتی آن منتقل شدند.
ایرج کمال آبادی، برادر فریبا کمال آبادی که در آمریکا زندگی می کند و با وی در تماس است در گفتگویی با بی بی سی فارسی وضع زندان قرچک را "بسیار بدتر" توصیف کرد.
او گفت که بیش از ۳۰۰ زن که اخیرا به قرچک منتقل شده اند، هم اکنون در سالن بزرگی بطور دسته جمعی محبوسند و برای همه آنان تخت خواب وجود ندارد.
قرار است در روز ۱۲ ماه مه (پنجشنبه آینده) مراسم ویژه ای در کنگره آمریکا به مناسبت سومین سالگرد دستگیری هفت مدیر سابق جامعه بهائیان برگزار شود.
دولت باراک اوباما بارها دستگیری این افراد را محکوم و خواهان آزادی آنان و تمام زندانیان عقیدتی در ایران شده است.
جامعه بین المللی بهائیان در اواخر ماه مارس اعلام کرد که در مرحله تجدید نظر، حکم ۲۰ سال زندان این هفت نفر تایید شده است.‫


سید جان دست از اسطوره پرستی بردار و سخن نو بیاور ، اینکه امام چه گفت و چه میخواست بکند با آنچه در عمل کرد و حاصلش چه ها شد را اکر بگوئی میتوان به مصداق بررسی و واکاوی حاکمیت دین مدار و محک اندیشه و عمل وی مورد توجه قرار داده و انتظار شنونده برای آن را داشت . اما سخن گفتن مدام با زبان تحسین و تمجید از شخصی که با ساده اندیشی نسبت به لایه های پیچیده سیاست و حکومت داری ، و بی مبالاتی نسبت به سپردن امور مملکت بدست اشخاص بیمایه و فاقد صلاحیت و علم لازم دستان ناپاک آنان را بر مال و جان مردم بیگناه باز نمود چه رقبتی برای شنیدن خواهد داشت؟ آقای خمینی رفت اما آثار ماندگار در ذهن بشریت از ماحصل استیلای نضام برخواسته از مناسبات دینی بر جا نهاد . او با نگاه بد بینانه و هراس آلود خویش از تاثیر آکاهی و علم در تشخیص ناکارآمدی اندیشه ایدئو لوژیک دینی، هر روز برغم وعده های بیشمارش به مشارکت همگان در عرصه حکومت ، قدرت را حتی در میان دین داران هم مسلک خویش نیز بجهت انحصار گرائی در حلقهای محدود از نااهلان ظاهرالصلاح و جزم اندیشان طرفدار خویش قبضه داشته و برای محکم کردن حلقه های استبداد دینی مهار های فرون وسطائی را بر سیاق قانون مداری با عینیت بخشی به توهم از توطئه بد خواهان با قانون گذاری از منظر دین بر خواسته های مردم قفل های تو در تو نهاد و با شورای مصلحت و نگهبان و ولایت فقیهش نهاد و پایه های استیلای ظلم و تعدی را در شئون مردم بدست کارگزاران فرصت طلب استوار داشت و برای مصون داشتن ارکان حاکمیت خویش بصرف انحصار در یک قشر فاقد صلاحیت گوش خویش را از شنیدن نصایح جهان بینانه صاحبان اندیشه فرو بست و آن کرد که امروز آثارش را همگان با گوشت و پوست خویش در اعتذار نسبت به وعده های بی مآخذ او احساس میکنن. اینکه کماکان سخن از عدالت و آزادی و مساوات و وووو در اندیشه های تجربه شده این سه دهه میگوئی بدنبال چه هستی پدرجان نشنیده ای که از دیگ گلی توقع سمنو خوش خیالی است . بابا ول کن بسه دیگه قبول کن دموکراسی حاصل عقل جمعی و جهان شمول تمامی اندیشمندان و نهایت همه راههای چپ و راست پیموده شده همه زیاده خواهان عرصه قدرت است که از نبود نظارت عامه بر حکومت بدست فرصت طلبان پشت هم انداز حاصل گردیده و نهایتاٌ بشر برای ایجاد تعادل و تداوم حقوق فطری و زیستی خویش پس از تجربیات متمادی به آن نیازمند است . ایران هم در رسیدن یا اعاده به وضعیت مطلوب راهی بجز آن نخواهد داشت.والسلام


باد است هر آنچه گفته اند ای ساغی!!
حضرت خاتمی شما کسی را خردمند و منطقی و حکیم و دکتر و چه می دانید که ایشان و فرزند خلفش ضدیتشان با ایران و ایرانی و ایرانیت شهره در و دیوارند آقا جان. شما کجای کاری، اقلا می خواستی از این موقعیتن استفاده کنین و نامی از آن مقتول نبری بابا. آخر کسی که پدران و مادران ما و اجداد و آبا ما را حمق و طایفه ی احمقها می داند چطور شما از او به عنوان معلم یاد می کنید؟؟ آقای مطهری حتا ادب و نزاکت یک معلم را هم نداشت. ایشان به هفت هزار سال سابقه ی تمدنی ما که خود شما در دوره ی ریاست جمهوریتان در نیویورک بدان اشاره کردید توهین کرده، پسرش از او هم بدتر است. آقای خاتمی شما بی انصافید و دم از انصاف می زنید. آقای محترم. بخود آیید.
با احترام استاد پرنده


نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • خاتمی: فتنه، زیر پا گذاشتن معیارهای انسانی و قانونی به نام دفاع از انقلاب است
  • خاتمی: كسانی بر علیه انقلاب و نظام عمل می‌كنند كه اعتنایی به نظر و رضایت مردم ندارند
  • خاتمی: مساله «یا ایران یا فلسطین» برداشت غلطی است
  •  
    آخرین اخبار
  • تایید عملکرد دولت دفاع مقدس توسط امام
  • هاشم خواستار معلم دربند: به ياد فرزاد كمانگر در زندان شمع روشن مي کنیم
  • باهنر: شرایط طرح سوال از رئیس جمهور فراهم است
  • افشاگری سایت توکلی در مورد برادرزاده مشایی
  • استدلال های وزیر اقتصاد برای افزایش قیمت ها
  • سخنگوی قوه قضائیه: جن‌گیرها دستگیر شدند
  • نامه سرگشاده احمد توكلی: لیست تخلفات دولت در اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها
  • بحران در نظام بانکی
  • بازرسی خانه بهزاد نبوی توسط نیروهای امنیتی
  • واکنش احمدخاتمی به ادعای رای ۳۵ میلیونی احمدی‌نژاد
  • روایتی از دیدار رهبری و احمدی نژاد
  • علی مطهری: سازمان مجاهدین انقلاب اولیه فرزند شهید مطهری است
  • تاج زاده: افق پیش روی ما سبز است
  • مراسم تولد فخرالسادات محتشمی پور
  • محسن آرمین: مطهری یک مصلح فکری و اجتماعی بود
  • گزارش رسا به مناسبت بزرگداشت احمد زیدآبادی
  • سکه دولتی، 420 هزارتومان شد
  • پیگیری سوال از احمدی‌نژاد مجددا كلید خورد
  • لاریجانی: دولت مطابق قانون عمل نکرد
  • پرویز داوودی: احمدی‌نژاد را آسان به دست نیاوردیم که آسان از دست بدهیم
  •