به روز شده: ۲۳:۲۷ تهران - شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۰

گفتگوی مصطفی تاجزاده درباره شرکت در انتخابات

 راه وسط نداریم، سبزها فقط در انتخابات آزاد شرکت می‌کنند

سید مصطفی تاج زاده، فعال سیاسی سبز که از زمان کودتای انتخاباتی سال ۸۸ زندانی است، تاکید می‌کند که ظهور جنبش سبز در ایران و همچنین بروز شرایط جدید در منطقه، راه حل میانه برای انتخابات را بی‌معنا کرده و همانطور که آقای خاتمی نیز تاکید کرده، اصلاح‌طلبان و سبزها تنها باید در یک انتخابات آزاد با ساز و کارهای خودش شرکت کنند.

او می گوید: تا پیش از ۲۲ خرداد طرفدار این بودم که حتی الامکان در هر انتخاباتی با هر شکلی شرکت کنیم و حتی کسب اقلیت نمایندگی مجلس را نیز در نظر بگیریم، یعنی در عین حال که به شیوه برگزاری انتخابات اعتراض داریم اما در آن شرکت نیز کنیم. داستان جنبش سبز اما نظر من این امر را به شکل دیگری در آورد. در واقع جنبش سبز راه وسط را از بین برده، یا انتخابات باید آزاد باشد با همه مؤلفه ها یا ما نباید در آن شرکت کنیم و اجازه دهیم خودشان آن را برگزار کنند.

این عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، اما معتقد نیست که برای رسیدن به چنین هدفی لزوما باید ابتدا قانون اساسی تغییر کند؛ بلکه تصریح می‌کند: اگر مردم در صحنه باشند، انتخابات آزاد با همین قانون اساسی نیز برگزار می شود. مهم تفسیر قانون است، می توان از قانون اساسی تفسیر دموکراتیک داشت و در عین حال می توان به دلیل انفعال مردم، حاکمیت تفسیر استبدادی از قانون اساسی داشته باشد.

وی خاطرنشان می‌کند که اگر از اقتدارگرایان از ترس اصلاح طلبان به برگزاری انتخابات فرمایشی رو نمی‌آوردند، باند بی‌کفایت فعلی که جریان انحرافی نام گرفته، به قدرت نمی‌رسید. او تاکید می‌کند که در انتقادهای متقابل اخیر جریان احمدی نژاد و باند مصباح و اصولگرایان، هر دو طرف نقدهای سال‌های قبل اصلاح طلبان به جریان مقابل را تکرار می‌کنند که این نشان از درستی انتقادهای اصلاح طلبان به هر دو جریان متخاصم فعلی دارد.

مصاحبه ای که در پیش رو دارید، چند روز قبل و در دوران مرخصی کوتاه مصطفی تاجزاده انجام شده است. این مصاحبه در دو قسمت در وب‌سایت کلمه منتشر می‌شود و فایل صوتی آن نیز در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت.

قسمت اول از مصاحبه کلمه با سید مصطفی تاج زاده را در ادامه می‌خوانید:

با توجه به گذشت دو سال از شروع جنبش سبز و اتفاق هایی که در این دوسال رخ داده، اینک وضعیت جنبش را به چه شکل می بینید و چه تحلیلی از فضا می توان داشت؟

گذشت زمان را در مجموع به سود جنبش سبز می دانم، پیش از این نیز گفته ام که اقتدارگرایان با بحران های متعددی رو به رو هستند و در موضع ضعف قرار دارند. با وجود آنکه در تمامی این مدت در قرنطینه به سر می بردم اما به هرحال با افرادی سر و کار داشته ام که یا در طیف اقتدارگرایان قرار دارند و یا از مسوولان زندان و بهداری هستند و به هر صورت به آن سمت گرایش داشتند. کاملا می توان متوجه شد که با گذشت زمان، برخورد آنان نسبت به مسائل و حتی دیدشان به ما تغییر کرده است. سال ها به ما بی بصیرتی و گام زدن در خط آمریکا را نسبت می دادند، اما با حوادثی که اخیرا پیش آمده یک نوع شرمندگی را می توان در چهره آنان دید که هرچند نمی خواهند به صراحت آن را بیان کنند اما در واقع با زبان بی زبانی می گویند که اشتباه کرده اند و حق با اصلاح طلبان بوده است، مسیری که رفته اند اشتباه بوده و باید به فکر کشور بود. از طرفی دیگر جنبش سبز نیز در حال حاضر موقعیت خوبی پیدا کرده و باید به آینده امیدوار باشد. من در زندان به دلیل آنکه در شرایط قرنطینه به سر می برم بسیاری از دوستان را نمی بینم اما دورادور متوجه شده ام که روحیه ها روز به روز بهتر می شود چرا که آنان مطمئن هستند که آینده متعلق به آنها است و نگاه اصول گرایان به ما نیز این است که دیر یا زود برای سامان دادن به اوضاع باید از ما دعوت به کار کنند. جای هیچ نگرانی نیست و نباید هول شد. باید طبیعی باید رفت جلو و اجازه داد زمان، آنها را از درون آسب پذیر کند و در عین حال ما نیز کارها را به خوبی دنبال کنیم. باید دقت کرد که در آن طرف اختلافات رو به گسترش و دعوا به طور جدی در جریان است.

از این اختلاف ها زیاد صحبت می شود، دلیلی این اختلاف ها چیست و آیا تاثیری بر جنبش سبز دارد؟

اختلاف آنان در مورد منبع کمیاب قدرت است و هرکس می خواهد حرف اول را بزند. از سوی دیگر مشکلات اقتصادی حرف اول را می زند و می دانند که نمی توانند از پس مشکلات بر آیند و همین امر نیز اختلافات را تشدید کرده است. اختلافات فرهنگی نیز به قوت خود باقی است و بسیاری از آنان در بحث های خصوصی اعلام می کنند که روش های قهری و اجباری جواب نداده و باید فکر دیگری کنند. ۶ سال از این دولت می گذرد و با معیارهایی که آنان دارند اوضاع از نظر فرهنگی بسیار بدتر از آنچیزی شده که در دوره اصلاحات بوده است. از نظر بین المللی نیز مشکلات عدیده ای وجود دارد، اقتدارگرایان فکر نمی کردند که آمریکا پس از زمین گیر شدن در افغانستان و عراق امکان دخالت در دیگر کشورهای مسلمان را داشته باشد و در واقع جنگ عراق و افغانستان را پایان دخالت های آمریکا در منطقه می دانستند. با حوادثی که اخیرا رخ داد، خصوصا با اتفاق های لیبی معلوم شد که داستان به هیچ وجه این طور نیست و خطری که اصلاح طلبان از حضور آمریکا احساس می کردند جدی بوده است. البته طنز تاریخ این است که اقتدارگرایان همه اتفاق ها را به دشمن منتسب می کنند اما درواقع دشمن را جدی نمی گیرند، اما ما تمام اتکایمان به داخل بوده و در عین حال می گفتیم که تهدید و خطر آمریکا جدی است. اتفاقی که در لیبی ممکن است در سوریه هم رخ دهد، چرا که همه متوجه شده اند که در کشورهایی که دولت هایشان با آمریکا بر سر مهر نیستند اگر تظاهرات مردمی و به دنبال آن سرکوب رخ دهد، هر لحظه باید منتظر دخالت نظامی غرب و خصوصا آمریکا باشند. در خصوص سوریه نیز اگر تا کنون کشورهای غربی دخالت نکرده اند بیشتر به این دلیل است که امریکا و اسراییل بیشتر نگران این موضوع هستند که جایگزینی مناسب برای بشار اسد ندارند و ممکن است که جانشین او به مراتب ضد آمریکایی تر و ضد اسراییلی تر باشد تا سیستم بعث کنونی، لذا با احتیاط برخورد می کنند. از طرفی دیگر نماینده ویژه حقوق بشر نیز برای ایران انتخاب شده و به نظر می رسد پرونده ما این بار نه به دلیل مساله هسته ایی که به دلیل نقص حقوق بشر که جهان‌پسندتر است در شورای امنیت مطرح شود. فشار های اقتصادی نیز خود اظهر من الشمس است. در حقیقت پیش‌بینی اصلاح طلبان و سبزها درست در آمد و جالب این است که اقتدار گرایان مخالف احمدی نژاد به حرف های اصلاح طلبان و مخالفان سبز او استناد می کنند و در انتقاد از او همان اظهارات را بر زبان می آورند و جالب تر آنکه باند خود احمدی نژاد نیز حرفهای ما در نقد جامعه مدرسین و آیت الله مصباح و روحانیت مبارز را تکرار می کنند و با همان ادبیات آنان را مورد نقد قرار می دهند. گویی پذیرفته اند که سخن اصلاح طلبان در باره هر دو گروه یعنی اصول گرایان و باند احمدی نژاد درست بوده، منتها جالب آن که باید توجه کرد جریان انحرافی مطرح شده در واقع همان باند قدرت است و نباید از آن تحلیل اشتباهی ارائه داد. به نظر من تحلیل درست این است که این جریان انحرافی و یا به واقع باند قدرت به این دلیل به قدرت رسید که ترس موهومی از اصلاح طلبان و انتخابات آزاد در بین اصول گرایان وجود داشت و در نتیجه آنان به یک انتخابات فرمایشی تن دادند. نتیجه این انتخاب نیز این بود که جریان انحرافی یا به نظر من یک باند بی کفایت قدرت بر مسند امور تکیه بزند. اگر انتخابات آزاد بود این باندها نمی توانستند از موقعیت به این راحتی استفاده کنند و در صحنه سیاسی کشور جا پیدا کنند.

با توجه به این تعاریف و تحلیلی که شما از فضای موجود دارید در حال حاضر فعالان اصلاح طلب و جنبش سبز چه گونه می توانند عمل کنند تا جنبش به اهداف خود نزدیک شود؟

به نظرم در این باره دو وظیفه داریم. یک بعد نظری است که نقطه قوت و اقتدار اصلاح طلبان است چراکه آنان همیشه در طی این سه دهه حرف های نو، جدید و اساسی داشته اند و اکنون نیز جامعه انتظار دارد که از زبان آنان سخنان نو وره گشا بشنود. باید تببین درستی از اتفاقات به جامعه عرضه کنیم و به جای آنکه از این دعوا ها خوشحال باشیم و ذوق کنیم باید با ارائه تحلیل های مناسب جامعه را درست هدایت کنیم و این بحث را بشکافیم که چرا بعد از ۳۳ سال این مشکلات پیش می آید. به علاوه مساله اصلی که نباید فراموش شود این است که چه اقتدارگراها اختلاف پیدا کنند و چه اختلاف پیدا نکنند جریان سبز که ریشه در جریان های اصیلی چون مشروطه و نهضت ملی شدن نفت و اصلاح طلبی دارد و باید با قوت به راه خود ادامه دهد. اصلاح طلبان تنها جریانی بوده اند که استقلال و آزادی را توام با خود می خواستند و از هردوی آن ها دفاع می کردند. یعنی همزمان هم با استعمار خارجی و هم با استبداد داخلی مخالف بوده اند. اصلاح طلبان و طرفداران جنبش سبز از آزادی دفاع می کنند و بر این اعتقاد نیستند که بررای مبارزه با استبداد داخلی باید به دامان نیروهای خارجی پناه برد و نه بر این اعتقاد هستند که به دلیل مبارزه با استعمار خارجی می توان با استبداد داخلی موافقت کرد. ما با استعمار و استبداد مخالف هستیم و استقلال و آزادی شعار و ماهیت اصلی جنبش مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی و دو خرداد است. اما تمام هنر اقتدار گراها این است که به نام مبارزه با آمریکا و با الویت دادن به عدالت، ضد آزادی عمل کنند . ما باید تببین کنیم که راه نجات کشور آزادی و استقلال است و هیچ راه دیگری نیز نداریم. خصوصا کسانیکه نگاهشان به خارج و دخالت خارجی است باید بدانند نهایتا کشور دو دهه در جنگ های داخلی خواهد سوخت و اینگونه نیست که خشونت پایان یابد و دموکراسی حاکم شود، نمونه بارز آن نیز عراق و افغانستان است. به باور من سال های سال این دو کشور درگیری های خونین خواهند داشت و اگر آمریکا این دو سرزمین را ترک کند خطر جنگ داخلی وجود دارد و اگر ترک نکند تفکرات طالبانیسم برای مقابله با آمریکا بوجود خواهد آمد. ما به عنوان اصلاح طلب و جنبش سبزی باید گفتمان خود را اعلام کنیم، خصوصا که هر دو طرف دعوا مجبورهستند که به اصلاح طلبان استناد کنند و حتی اگر هم نخواهند حقیقت را بیان کنند، جامعه خود می فهمد و انتقاد می کند. اصلاح طلبان ۶ سال است که احساس خطر کرده اند و اکنون ما بهترین فرصت را برای مطرح کردن بحث های نظری پیدا کرده ایم و می توانیم آن ها را دامن بزنیم الان جامعه پذیرای شنیدن دیدگاه های مختلف است.

خوب این از بعد تئوریک و نظریه پردازی است، اما عده ایی اعتقاد دارند که جنبش برای آنکه بتواند به جلو حرکت کند و خواسته های خود را محقق سازد باید فعالیت عینی داشته باشد، از طرفی دیگه بعضی ها نیز معتقد هستند که با توجه به دعوای داخلی اقتدارگرایان بهتر است که در حال حاضر جنبش سبز حرکت بیرونی و عینی نداشته باشد و با هر حرکتی خصوصا حرکت های خیابانی مخالفت می کنند، به نظر شما کدام راه در حال حاضر برای فعالان جنبش سبز مناسب تر است؟

از نظر عملی هم شعار استراتژیکی برای جنبش سبز ایجاد شده که از مشروطه تا کنون نیز خواست اصلی اصلاح طلبان و تمامی آزادی خواهان بوده است. حق حاکمیت ملی و انتخابات آزاد دو شعار استراتژیک و راهبری اصلی جنبش سبز است. انتخابات آزاد تنها راه نجات کشور است. نجات کشور در ایجاد دولت وحدت ملی و برقراری آشتی ملی تحقق پیدا نمی کند. البته بعضی ها این بحث های انتزاعی را مطرح می کنند که جامعه نیز متوجه منظور آنان نمی شود. با تفاهم های ظاهری و بده بستانهای موجود نمی توان مشکلات را حل کرد. ما معتقدیم که کشور ایران یک راه برای سعادت دارد که آن نیز انتخابات آزاد است. انتخابات آزاد نیز موئلفه های خاص خود را دارد. انتخابات آزاد یعنی آزادی قلم، اندیشه و بیان و سبک زندگی، یعنی آنکه احزاب آزاد باشند، آزادی تجمعات وجود داشته باشد، اتحادیه ها و تشکل های غیر دولتی و سندیکاها آزادی عمل داشته باشند. به نظر من انتخابات آزاد تنها راه رهایی کشور است و باید نیروهایمان را به آن سمت سوق دهیم. انتخابات آزاد بخشی از مشکلات کشور را حل مید کند. استراتژی عملی جنبش سبز باید رسیدن به انتخابات آزاد باشد. از نظر تاکتیکی نیز روزه، اعتصاب غذا، اجتماع خیابونی و کارهای اینچنینی می تواند بسیار مفید باشد. به هیچ وجه نباید سکوت کنیم و از طرفی نیز معنی ندارد که طرف یکی از جناح های اقتدار گرا را بگیریم . هر دو گروه مسبب وضعیت کنونی هستند اما نباید چنان رفتار کنیم که ترس از اصلاح طلبان سبب شود این اتحاد مصنوعی ایجاد شده بین طیف های مختلف اصول گرا که یک وجه مشترک دارند و آن دشمنی با اصلاح طلبان است بوجود آید. طنز تاریخی این است که وجه مشترک ضدیت با اصلاحات تبدیل شد است . در نهایت شرایط به سود جریان دموکراسی خواهی خواهد بود. تند شدن فضا خواسته ی نظامی ها است و کسانیکه می خواهند با نظامی گری با آزادی و حقوق ملت بجنگند.

شما بارها درباره انتخابات آزاد صحبت کرده اید و در طی این دوسال نیز در فرصت هایی که داشته اید تاکید بر برگزاری انتخابات آزاد کرده اید، انتخابات آزاد دقیقا چیست و چگونه می توان به آن رسید؟

در انتخابات آزاد حرف اول را مردم می زنند. اگر فضا عمومی به گونه ایی باشد که جامعه مطالباتی داشته باشد حکومت ها چاره ایی ندارند جز آنکه پاسخ مطالبات مردم را بدهند .ما این را در دوران شاه و هم در دوران جمهوری اسلامی تجربه کردیم. اما باید به مردم درست توضیح داد که انتخابات آزاد که صحبت آن را می کنیم چیست. یکی از ابعاد انتخابات آزاد و سالم این است که مجریان و برگزار کنندگان یا باید کاملا بی طرف باشند یا آنکه در برگزاری انتخابات از تمام گرایشاتی که نامزد دارند بر سر صندوق های رای و شمارش آراء حضور داشته باشند. نمی توانیم بگوییم انتخابات سالم است اما رییس هیات بر نظارت آن آقای جنتی باشد که برای اصول گرایان جلسه می گذارد تا وحدت خود را حفظ کنند. یا آنکه آقای یزدی نایب رییس شورای نگهبان باشد درحالیکه خود رسما یک طرف دعوا با اصلاح طلبان و حتی نامزهای مستقل است. طبق قانون نباید کسانی که در هیات نظارت حضور دارند وارد انتخابات شوند و اکنون مساله ایی که مخالفان احمدی نژاد نگران آن هستند نیز همین موضوع است و جالب این است که همان اظهارات ما را در خصوص سلامت انتخابات تکرار می کنند. اکنون آنان نیز به فکر تشکیل کمیته صیانت از آرا افتاده اند و از پخش میلیارد ها پول در میان مردم نگران هستند چرا که این پول ها می تواند در رای مردم تاثیر بگذارد و این نگرانی به حق است. اما این نگرانی ها فقط درباره دولت نیست و در خصوص هیات نظارت و شورای نگهبان نیز و همچنان در باره کمیته امداد وجود دارد. وقتی گفته میشود انتخابات آزاد باید سازو کارهایی را در نظر گرفت، یعنی از همان ابتدا باید به تمام امور دقت کرد، از تایید صلاحت ها گرفته تا هیات اجرای و نظارت، رادیو و تلویزیون و مطبوعات، همه باید در مسیر برگزاری انتخابات آزاد قرار گیرند و قوای حکومتی نباید این امکان را داشته باشند که به نفع یک گروه و یا جریان خاص وارد انتخابات شوند. اکنون این شبهه است که دولتی ها در انتخابات به ضرر بخش دیگری از اصول گراها تقلب خواهند کرد، برای این امر می توان راه حل نهایی پیدا کرد اما نمی توان با گفتن تو را به خدا تقلب نکنید و آنها هم بگویند نه نمی کنیم این مساله را تمام شده بدانیم. مطمئنا اگر در هیات نظارت نماینده تمامی جناح ها حضور داشته باشند آنها نیز نمی توانند تقلب کنند. اصرار بر یک دست بودن هیات ها برای این است که تقلب کنند وگرنه از نظارت که نمی ترسند و همه را برای امر نظارت دعوت می کنند. شرایط انتخابات آزاد پیچیده نیست ودنیا آن را تجربه کرده و دیده است. اما اینکه اقتدار گراها به آن تن نمی دهند به این دلیل است که از اقتدار آنان کم می شود. اما از سوی دیگر هرچقدر که قدرت اقتدارگرایان بیشتر شود، نارضایتی مردم نیز بیشتر می شود، فساد آشکار تر و فشارهای بین الملی و حقوق بشر نیز به همان میزان بیشتر خواهد شد. باید این موضوع مهم نیز را در نظر بگیریم که فضای منطقه این مطالبه را دنبال می کند و روز به روز نیز بیشتر می شود و به همین میزان احتمال آنکه حکومت نیز به برگزاری انتخابات آزاد تن دهد بیشتر خواهد شد.

اگر حاکمیت به برگزاری انتخابات آزاد تن ندهد، در برابر انتخابات پیش رو چه باید کرد؟

تا پیش از ۲۲ خرداد طرفدار این بودم که حتی الامکان در هر انتخاباتی با هر شکلی شرکت کنیم و حتی کسب اقلیت نمایندگی مجلس را نیز در نظر بگیریم ، یعنی در عین حال که به شیوه بر گزاری انتخابات اعتراض داریم اما در آن شرکت نیز کنیم. داستان جنبش سبز اما نظر من این امر را به شکل دیگری در آورد. در واقع جنبش سبز راه وسط را از بین برده، یا انتخابات باید آزاد باشد با همه موئلفه ها یا ما نباید در آن شرکت کنیم و اجازه دهیم خودشان آن را برگزار کنند تا اختلافات نیز تشدید شود. ما با عدم شرکت خودمان در انتخابات غیر آزاد باید مشروعیت انتخابات را زیر سوال ببریم و آن را از رسمیت بی اندازیم. در عصری که از بحرین تا مصر ملت به دنبال انتخابات آزاد هستند، در کشور ما جریانی حاکم شده که روش آن مانند دیکتاتورهای منطقه است، از این رو اگر آنان احساس کنند که ما شرکت نمی کنیم مجبورمی شوند تصمیمی استراتژیک بگیرند بدین معنی که یا باید اصلاح طلبان را حذف کنند و تن به اختلاف گسترده داخلی دهند. از آنجاکه حریم ها و حرمت ها را نیز رعایت نمی کنند و از خدا، شرع و اسلام مایه می گذارند و انواع تهمت ها و اتهام را متوجه هم می کنند و به این ترتیب این وضعیت برای آنان مشکل ساز خواهد بود. و اگر غیر از این نیز بخواهند رفتار کنند باید اصلاح طلبان را وارد بازی کنند، آنهم تمام و کمال، همان طور که هستند و نباید چاره ایی غیر از این بگذاریم. من صحبت های آقای خاتمی را هم در همین راستا می بینیم. راه وسط نداریم اصلاح طلبان و سبزها در انتخابات آزاد با ساز و کارهای خودش شرکت می کنند.

آیا در همین قانون اساسی می توان به انتخابات آزاد رسید؟

بله، در همین قانون اساسی دوم خرداد و شوراهای اول و دوم شکل گرفت. در انتخابات شوراهای دوم شکرت کردیم و شکست هم خوردیم. آن انتخابات آزاد ترین انتخابات صد سال اخیر بود و هیچ کس به خاطر سلیقه، نوع نگاهش و خواستگاه سیاسی و غیره از شرکت در انتخابات منع نشد.در آن انتخابات نه جناح پیروز و نه جناح شکست خورده هیچ کدام اعتراضی نداشتند و انتخابات صد در صد سالم بود. ما شکست خوردیم و نتیجه انتخابات را نیز به رسمیت شناختیم که البته دلیل شکست ما رای بالای رقیب نبود بلکه فقط ۱۱ درصد مردم تهران درانتخابات شرکت کردند. به هرحال یکی از آزاد ترین انتخابات در دوره ما برگزار شد . اگر مردم در صحنه باشند، انتخابات آزاد با همین قانون اساسی نیز برگزار می شود. مهم تفسیر قانون است، می توان از قانون اساسی تفسیر دموکراتیک داشت و در عین حال می توان به دلیل انفعال مردم حاکمیت تفسیر استبدادی از قانون اساسی داشته باشد. قانون اساسی یک متن یا یک کتابچه است و تفسیر آن در دست خودمان است . همیشه گفته ام قانون اساسی امریکا یک قرن قبل از برچیده شدن برده داری در این کشور نوشته شده است و هنوز اجرا می شود هرچند که آن قانون اساسی متمم هایی داشته است اما به هرحال همان قانون است که درست تفسیر می شود. البته این صحبت به این معنی نیست که نبایدقانون اساسی را اصلاح کرد، در یک فرصت مناسب باید این اتفاق بیفتد اما برگزاری انتخابات آزاد را منوط به تعییر قانون اساسی نمی کنیم.

ادامه دارد...



-----
انتهای پیام

ارسال به شبکه های اجتماعی و پست الکترونیکی


نظرات

به نظر من از نظر روانشناسی فرهنگی تجربه خرد جمعی میباشد که تضمین قانونی دارد نه خود قانون در ازای این تجربه قانونرسیده پر میشود و فرای انرا در بر میگیرد خود قانون بدون تجربخ خرد جمعی کپی میباشد که میتوان به بهترین نحود ممکن انرا دور زد .

از سوی دیگر ما سه مرحله را پشت سر گذاشتیم استقلال اقتدار که با تجربه خردجمعی اینگونه پیش رفت انچه پسی ان تحلیل میشود از روی تجربه میباشد که باید به مردم ابلاغ شود در پسای لقتدار دیگر بهانه ای برای ازادی نیست و اگر راه ان سد شود و بهانه گیری شود نشان از خود ستایی نه خدا ستایی میباشد و پیمان شکنی روند دگردیسی اجتماعی .

امروزره با تجوجه به انچه رخ داده و تجربه فرهنگی ایران از پیمان مرحله ای میباشد که ما را از این بحران نجات میدهد درست همان برهان ابرهیمی میباشد که محمد انرا به خوبی به معرض تجربه قرار داد وارد اندیشه جاهلیت شد خدای انان را باور نمود بر این باور و پیمان با مردم ماند شکک نمود شک را صادقه نه مطرح نمود بتها را شکست اما بت قبیله خود را نگه داشت چرا چون روانشناس با تدبیری بود اعتراض دیگر قبیله ها و گفتمان با قبیله خود همه حکایت از وارد نمودن مردم به اندیشیدن است نه امر و نهی بعد مردم قیله خود را به برهان رساند تا احساس اقتدار جاهلی نداشته باشند چون پیامبر از انان است بت قبیله خود را هم شکست و پیمان را بین مردم رواج داد پیمان اندیشیدن احوال پرسی نه امر و نهی در اخر برای اینکه این اندیشه و توان و اقتدار بر جهان صدمه نزند تخرین پیامبر شد تا این اغارق را را هم برکند و جهان به اندیشه افکند برای این کار تا انجا رفت که جایگها خود را با اوردن ایه های شیطانی برای سوئ استفاده جاهلان زمان و اقتدار زمان بهانه ای برای دیگر کشورها قرار دهد این یک فداکاری در سطح فرهنگ جهانی بود اما ایا جاهلین طور دیگری وارد عمل نشدند چرای ان تجربه خرد جمعی میباشد .

امروزه ما باید روشناسی فرهنگی سیاسی دینی را در اندیشه های امام زمان پی گیر باشیم افرادی هستنند که خود را چنان مقدس میپندارند و فرزند خدا و در خدایی قرق هستنند که یا خود نااگاه از اقتدار پندار هستنند و یا خرد انان در این راستا یاور شده اگر خود را امام زمان معرفی نمیکنند اما رفتار کردار و گفتار انان به گونه ای میباشد که امام زمان باید دست نشانده انان باشد دست نشانده نمودن امام زمان جاهلیتی میباشد که اقتدار انرا میسازد و امر و نهی انان را شکل میدهد .

به هر حال اینک طبق روند انچه همیشه نیروی مردمی اخرکار وارد عرصه قدرت میشود حدا اقل در باورهای باغ داری و باغبانی بهتر میتوان از این حداقل استفاده نمود تا چوپانی در فرهنگ باغبانی اگر خصوصی سازی را تقسیم مادیات بود و فهمیدیم دعوا سر پول بوده و اقتدار پول نه اصل اسلام و دین شکل گرفته و بغها را بین خود تقسیم نمودند و این بعد از مصول گیری پشه چین به قول اذربایجانها نسیب اصلاح طلبان شده که اگر اینرا هم قصب کنند دیگر نهایت خلق و خوی چوپانی میباشد .

برای همین و این انتظار تا خر جمعی به ان برسد همیشه برهان اصلاحات باید باشد چه ما نمیخواهیم دست به خشونت بزنیم و خوشنت را میانر اندیشه قرار دهیم بلکه همان برهان ابرهیمی را دنبال میکنیم خر جمعی امروزه به نفع اصلاحطلبان رقم خورد و این میتوانند تحریم کنند و با گذشته فرق دارد به نظر من یا ازادی در انتخابات یا تحریم ان چون شما کم بابت این اندیشه و برهان کشته ندادید و زندانی نشدید و حال میتوانید از این اقتدار برهان استفاده کنید

اما پیشنهاد من همانگونه که در ان زمان برای کاندید اقای خاتمی بود دوباره نه اقی خاتمی و نه موسوی و نه کهروبی کاندید شوند بلکه انان را باید پشتوانه مدیرت کاندید دیگری قرار دهید تا نیروی انان یار و پشتیبان شود و تجربه کاندید شما جبهه اقتدار اگر برای حفظ منافع خود هم شده مجبور میباشد که شما را به میدان اورد چون اتش و انگیزه پول و ثروت دیگر اتش مبارزه را خوابانده و انگیزه حفظ ان پیش امده برای همین چنین افرادی سست ایمان هستند و گرفتار مادیات و اقتدار مادی خود اما ما قدرت و اقتدار پیمان را باید به انان بیاموزیم و امیختن را به جای برهان ام ونهی قرار دهیم تا جای درست امر به معروف و نهی از منکر تبین شود بدون پیمان امر به معروف و نهی از منکر جاهلیت است پیمان شکنی میباشد و مرض هاری است .


بادرودهای فراوان
آقای تاجزاده با این فرمایش که با قانون اساسی جمهوری اسلامی امکان انتخابات آزاد وجود دارد چند مطلب به شرح زیر را فراموش کرده اند.
1-دراولین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی که نسبتا آزاد بود(اقلیت های مذهبی و هموطنان سنی ما و کمونیستها وکسانی که ولایت فقیه را قبول نداشتند نمی توانستند کاندید شوند)طیف ایشان و خط امامی ها وحزب جمهوری اسلامی کمتر از ده درصد اراءرا از آن خود کردند وبه نظر نمی رسد با مدیریت سی ساله پس از آن مردم اگر مجبور به انتخاب بین بد وبد تر نشوند حتی آقای خاتمی ویا موسوی به راحتی انتخاب شوند.
2-ازاد بودن کاندید شدن طیف مذهبی را در دومین دوره شوراها می پذیرم ,اما ایشان تصور نمی کنند با بی اثر کردن تصمیمات مجلس ششم از طریق اهرم های قانون اساسی چون حکم حکومتی ولی فقه ورد شدن همه تصمیمات مهم توسط شورای نگهبان وسیاست توام با ترس ویکی به نعل ویکی به میخ زدن آقای خاتمی انگیزه ای برای مردم برای شرکت در انتخابات نمانده بود؟با توجه به سخنرانی اقای خامنه ای در زاهدان ایشان نصور می کنند حتی به فرض انتخاب شدن ,ایشان اجازه ورود ملی مذهبی ها را به شورا می داد؟اقای تاجزاده بهتر از هر کسی می داند که بر اساس اهرم های قانون اساسی بیش از 800000رای مردم تهران باطل شد تا ملی مذهبیها به مجلس نروند.
3-مقایسه قانون اساسی امریکا وشرایط آنجا با ایران همانند مقایسه لینکلن و توماس جفرسن با مصباح یزدی و جنتی مع الفارغ است ضمن اینکه در همان قانون اساسی اولیه امریکا با بستن راه دخالت مذهب در سیاست امکان اصلاحات اساسی در قانون اساسی امریکا موجود بود.


نظر شما

امروز در فیس بوک
در همین زمینه
  • بازگشت سید مصطفی تاج زاده به زندان
  • تاج زاده: ما بدهکار ملت هستیم و نه بدهکار بازجوها در اوین
  • یورش نیروهای امنیتی به منزل تاجزاده
  • جنبش ملی سبز ایران و خیزش های منطقه
  • تاجزاده: حزب پادگانی از سایه خودش هم می ترسد
  • وبلاگ همسر مصطفی تاجزاده برای بار چهارم فیلتر شد
  • نامه تاج زاده از اوین به همسرش
  • مصطفی تاجزاده: اژه ای خود متهم است
  • بازخوانی نامه سید مصطفی تاجزاده به دكتر علي مطهري در ده سال پیش
  •  
    آخرین اخبار
  • قابل: با شرایط سال ۸۸ شرکت‏ در انتخابات نامعقول است
  • عماد افروغ: حضور مردم و نخبگان در انتخابات آینده پررنگ نخواهد بود
  • نماینده زنجان: چسباندن جریان انحرافی به اصلاح‌طلبان خجالت‌آور است
  • موج اعتراضات مدنی و آزادیخواهانه به مالزی رسید
  • افزایش ۱۴ درصدی قیمت بلیت هواپیما
  • حمله افراد مسلح به کانون پرورش فکری زنجان؛ دست و پاها را بستند و سفال‌های تاریخی را بردند
  • انتقاد از وضعیت سینما؛سیاست تفرقه‌بینداز و حکومت کن را پیش گرفته‌اند
  • نماینده ایران در اوپک: نفت مجانی به هند می‌دهیم تا سراغ عربستان نروند
  • چند درصد کاربران از فیلترشکن استفاده می‌کنند؟
  • انتقاد هاشمی رفسنجانی از مدیریت ورزشی کشور
  • میلاد اسدی، فعال دانشجویی، به زندان بازگشت
  • قیمت شیر یارانه‌ای 600 تومان شد
  • افزایش قیمت شیر به همراه کم‌فروشی
  • مصباحی مقدم: محسن هاشمی که از مترو رفت، حالا چرا دولت پول مترو را نمی‌دهد؟
  • پویا جهاندار، فعال دانشجویی - روایتی از فاجعه ۱۸ تیر
  • نریمان مصطفوی - دلایل وقوع فاجعه 18 تیر
  • ناصر کاتوزیان: ايجاد وحدت رويه قضايي با قضاتي كارا
  • آیت‌الله دستغیب: وای به حال علمایی که در مقابل این‌همه تخلف از شرع و قانون سکوت می‌کنند
  • رئیس سازمان بازرسی: هزینه کردن بیت‌المال درانتخابات اختلاس محسوب می‌شود
  • مصباح یزدی: سپاه تنها نهادی است كه تمام نیازهای كشور را بر طرف می كند
  •