|
امروز: 30 سال از اشغال سفارت آمريكا در ايران، توسط دانشجويان مسلمان پيرو خط امام گذشت.
در طي اين 30 سال، فاتحان لانه جاسوسي كه با اقدام خود، تبديل به قهرمانان ملي كشور شدند، فراز و فرودهاي گوناگوني را از سر گذرانده اند. اين تلاطم ها، اختصاص به امروز و سالهاي اخير ندارد، از همان نخستين ساعات آغاز اين اقدام انقلابي، موج مخالفت ها و معارضات از سوي جناح ها و شخصيت هاي سرشناس سياسي آن روز كشور آغاز شد. از رئيس جمهور و وزير خارجه وقت، بني صدر و قطب زاده، كه آنان را از چريكهاي فدايي خلق نيز بدتر تلقي مي كردند تا آيت الله مهدوي كني كه سفارت را مكان غصبي دانسته و نماز خواندن در آن را باطل مي دانست. از برخي گروههاي سياسي چپ كه دانشجويان را آلت دست نظام براي بدست گرفتن ابتكار عمل مبارزه با آمريكا در جامعه و خارج كردن آن از دايره گروههاي چپ معرفي مي كردند تا گروههاي محافظه كاري كه عمل آنان را مغاير با منافع ملي كشور و ناشي از غليان احساساتي جوانانه مي دانستند و تا برخي از روحانيون كه به طعنه، آنان را دانشجويان پيرو خط شيطان لقب داده بودند.
ولی با همه اينها، اين دانشجويان و همراه معنوي و روحاني آنها، بدون شك به قهرمانان توده هاي ميليوني جامعه انقلابي سالهاي 58 و 59 تبديل شده بودند.
اما در طول دو دهه گذشته، دامنه فراز و فرودهاي اين قهرمانان دهه اول انقلاب، فزونتر از گذشته شد و دانشجويان ديروز، اينك از صدارت و وكالت و امارت تا كنج انزوا و گوشه تنگ و تاريك زندان هاي حكومتي كه براي استواري و صلابتش مبارزه اي جانانه كرده بودند، در سير و گذر بودند و هستند و در اين ميان؛ جناح بندي هاي جديد سياسي كشور نيز كه رفته رفته از دهه دوم انقلاب شكل جدي تري به خود مي گرفت، هر چند كمترين افراز و دسته بندي را ميان این ياران گذشته ايجاد كرد و اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان فاتح لانه، در جناح خط امام دهه 70 و اصلاح طلب دهه 80 جاي گرفتند، اما به هرحال شماري هر چند اندك از ياران همراه آبان 58 را از اکثریت جدا ساخته و در جناحی دیگر، رویاروی آنان صورت بندی کرد.
اينك در سي امين سالگرد اين واقعه تاريخي، در شرايطي به سر مي بريم كه دستگاه هاي تبليغات رسمي در بزرگداشت این روز و تكريم قهرمانان آن، با تغافل نسبت به تبار و پيشينه رهبران اصلي اين جريان، يا به سراغ افرادي مي روند كه نقش دست چندمي را در اين واقعه داشته اند و يا بدون اشاره به وضعيت فعلي اين عزيزان، با وقاحت تمام به سراغ آرشيوها رفته و تصاويري قديمي از كساني را پخش مي كنند كه در چند ماه گذشته تمامي مساعي رسانه به اصطلاح ملي براي لجن مال كردن آنان بكار بسته شده و ايشان را كارگزاران انقلاب مخملي در كشور معرفي كرده است.
در چنين شرايطي خوب است تا نگاهي گذرا به فراز و فرودهاي شماري از رهبران و مشاهير فاتح لانه جاسوسي آمريكا بياندازيم و از رهگذر آن، بار ديگر به پرفراز و فرود و غير قابل پيش بيني بودن، داشتن هزينه و ريسك بالا و نامردي و بي مرامي كار سياسي در جوامع كمتر توسعه يافته ايمان آوريم:
1- آيت الله موسوي خوئيني: رهبر معنوي و همراه روحاني دانشجويان كه از مبارزين انقلابي و زندانيان سياسي قبل از پيروزي انقلاب به حساب مي آید. وی از ياران و شاگردان نزديك و معتمد امام بود كه پس از سالها مبارزه و روشنگري در داخل كشور، در زمان حضور امام در پاريس، در كنار يار و دوست ديرين خود مرحوم حاج احمد آقا، نقش بسزايي زا در مديريت اقامتگاه امام در آنجا به عهده داشت. خوئینی، در سوابق پس از انقلاب خود؛ نمايندگي امام و عضويت در شوراي سرپرستي صداوسيما، نمايندگي تام الاختيار امام در تعيين صلاحيت نامزدهاي اولين دوره انتخابات رياست جمهوري (وظيفه اي كه پس از استقرار قانون اساسي، به شوراي نگهبان واگذار شد)، نماينده مجلس اول، نماينده دوره اول مجلس خبرگان، نماينده امام و سرپرست حجاج ايراني، دادستان كل كشور با حكم امام، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با حكم امام و آيت الله خامنه اي، عضو شوراي بازنگري قانون اساسي با حكم امام، صاحب امتياز و مديرمسئول روزنامه سلام، مشاور عالي رهبري در دهه اول رهبري ايشان و ... را دارد. وی اينك سالهاست كه سكوت را برگزيده است و به ندرت سخن مي گويد، هر چند در مجمع روحانيون مبارز و در بين گروههاي اصلاح طلب، شخصيتي پرنفوذ و تعيين كننده است. او اين روزها و در آستانه 13 آبان، آماج تندترين و ناجوانمردانه ترين توهين ها و تهمت ها مانند جاسوسي، بي ديني و دارای دیدگاههای انحرافی و التقاطی فکری و ... است. چندي پيش فرمانده سپاه پاسداران وي را يكي از عوامل اصلي حوادث بعد از انتخابات معرفي كرد و خواستار بازداشت وي شد.
2- محمد ابراهيم اصغرزاده: طراح و پيشنهاد دهنده اشغال سفارت و عضو شوراي مركزي و سخنگوي دانشجويان خط امام، پس از سالها فعاليت سياسي- دانشجويي به نمايندگي مجلس سوم و عضويت در هيأت رئيسه آن و بعدها عضويت در اولين دوره شوراي شهر تهران رسيد. اصغرزاده عضو اولين شوراي سردبيري روزنامه سلام بود و مدتي نيز دبيركلي حزب همبستگي را بعهده داشت. وي اولين فردي از مجموعه دانشجويان خط امام بود كه در خرداد سال 71، چند روز پس از پايان دوره نمايندگيش در مجلس، بازداشت شد و به مدت يك ماه زندانی شد. اصغرزاده اين روزها به عنوان كارمند معمولي وزارت آموزش عالي روزها را مي گذراند و از او كمتر اثري در عرصه هاي سياسي و اجتماعي به چشم مي خورد.
3- محسن ميردامادي: عضو شوراي مركزي دانشجويان كه بعد از اصغرزاده معروف ترين و موثرترين فرد آن مجموعه به حساب مي آمد. ميردامادي پس از ماجراي لانه جاسوسي مدتي در سپاه مشغول فعالیت بود، پس از آن استاندار خوزستان شد و سپس براي ادامه تحصيل به پاكستان و انگلستان سفر كرد. وي رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ششم بود و از سه سال پيش، دبيركلی جبهه مشاركت را به عهده دارد. ميردامادي نيز در سي امين سالگرد 13 آبان سال 58 در پي وقايع پس از انتخابات اخير، اينك بيش از چهار ماه است كه در بازداشت به سر مي برد و سرفرازانه در مقابل فشارها و بازجويي ها بر مواضع اصولي خود پاي مي فشرد. گفته مي شود كه در همين هفته (و شايد مقارن با 13 آبان) دادگاه وي برگزار شود.
4- حبيب الله بي طرف: عضو شوراي مركزي دانشجويان كه تصاوير وي در كنار اصغرزاده و ميردامادي، بيشترين خاطرات را از دانشجويان فاتح لانه در اذهان زنده مي كند. بي طرف هم پس از ماجراي لانه مدتي در سپاه مشغول به خدمت شد و چندي نيز استاندار يزد بود. بي طرف در 8 ساله دولت اصلاحات، وزير نيرو بود و طي آن مدت، خدمات و تلاش هاي ماندگاري از خود برجاي گذاشت.
5- رضا سيف اللهي: عضو شوراي مركزي لانه كه پس مخالفت نمايندگان دانشگاههاي علم وصنعت (احمدي نژاد) و تربيت معلم در شوراي مركزي دفتر تحكيم با پيشنهاد اشغال سفارت آمريكا، به عنوان عضو چهارم شوراي مركزي به اصغرزاده، ميردامادي و بي طرف پيوست. وي مدتي فرمانده كل نيروي انتظامي بود و در حال حاضر در ستاد فرماندهي كل قوا مشغول خدمت است. سيف اللهي تنها عضو شوراي مركزي 5 نفره لانه بود كه به لحاظ مواضع سياسي، بعدها در جناح سياسي خط امام و اصلاح طلب قرار نگرفت.
6- رحيم باطني: وي نيز مانند سيف اللهي جايگزين نمايندگان دانشجويي مخالف با اشغال سفارت، در شوراي مركزي لانه شد. باطني بعدها در رشته حقوق ادامه تحصيل داد و در حال حاضر مشغول فعاليت هاي علمي و اجرايي حقوقي است.
7- محسن امين زاده: عضو شوراي بازو (حلقه دوم 15 نفره اي كه بعد از شوراي مركزي، عالي ترين سطح تشكيلاتي دانشجويان خط امام بود) در تشكيلات رهبري دانشجويان بود. وي بعدها مدتي به كارهاي امنيتي پرداخت و در دوره وزارت ارشاد آقاي خاتمي، معاون مطبوعاتي ارشاد بود. امين زاده در دوره 8 ساله دولت اصلاحات، در معاونت وزارت خارجه، نقش حساسي را در پيشبرد سياست خارجي دولت اصلاحات برعهده داشت. وي كه در انتخابات اخير، رئيس ستاد انتخاباتي جبهه اصلاحات در حمايت از مهندس موسوي بود، بيش از چهار ماه قبل بازداشت شد و هم اكنون در انتظار برگزاري دادگاه خود به سر مي برد. امین زاده نیز دوران اسارت را با صلابت و استواری سپری کرده است.
8- عباس عبدي: عضو شوراي بازوي دانشجويان، نقش پررنگي را در لانه ايفا مي كرد. عبدي بعدها در دادستاني، خوئيني ها را همراهي كرد و در تمام دوره انتشار روزنامه سلام نيز يكي از موثرترين افراد به حساب مي آمد. عبدي نيز طي دو نوبت؛ در سالهاي 72 و 81 بازداشت شد و مجموعاً بيش از 3 سال را در زندان گذراند. وي كه دو دوره عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت بود، پس از آزادي از دومين بازداشت، فعاليت رسمي خود در اين حزب را پایان داد و در انتخابات اخير نيز برخلاف اكثريت ياران گذشته خود كه در حلقه حاميان موسوي قرار داشتند، از كروبي حمايت كرد. عبدي در حال حاضر مشغول فعاليت هاي خصوصي پژوهشي است و گفته مي شود در حوادث پس از انتخابات نيز بارها احضار و بازجويي شده است.
9- شمس الدين وهابي: ديگر عضو شوراي بازوي لانه جاسوسي پس از پايان اشغال سفارت، مدت ها همچنان از فعالان جنبش دانشجويي و دفترتحكيم وحدت باقي ماند. وي سپس به عضويت هيأت علمي دانشگاه تهران درآمد و چند سالي نيز معاون اين دانشگاه بود. شمس كه در مجلس ششم بعنوان نماينده تهران حضور داشت از ابتداي تشكيل جبهه مشاركت، عضو شوراي مركزي این تشکل بوده است.
10- محمد نعيمي پور: عضو شوراي بازوي لانه بود كه پس از آن در معاونت سياسي استانداري خوزستان، برخي فعاليت هاي امنيتي و همكاري با وزارت نيرو مشغول به خدمت بود. وي كه عضو اولين شوراي سردبيري روزنامه سلام نيز بود، سرانجام به نمايندگي مردم تهران در مجلس ششم نايل آمد. نعيمي پور، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت از آغاز تاكنون و مدير مسئول روزنامه ياس نو است كه روزنامه وي تا كنون دو مرتبه توقيف موقت شده است و در حال حاضر نيز اجازه انتشار ندارد. فرزند نعيمي پور از جمله بازداشت شدگان پس از انتخابات است كه تاكنون قريب 2 ماه است در بازداشت بسر مي برد.
11- محمدرضا بهزاديان: يكي از اعضاي شوراي بازوي لانه بود كه در آنجا بيشتر در امور مربوط به رسانه ها و ارتباط با صدا وسيما فعاليت مي كرد. وي پس از آن به صداوسيما رفت و مدتي بعنوان مدير شبكه دو مشغول بكار شد. بهزاديان نماينده قائنات در مجلس سوم بود و پس از آن صلاحيت وي بارها در انتخابات مختلف از سوي شوراي نگهبان رد شد. بهزاديان در دولت اصلاحات معاون وزارت كشور شد و در سالهاي اخير، بيشتر مشغول فعاليت هاي بازرگاني است. آخرين عرصه حضور وي كه انعكاس عمومي يافت، انتخابات دوره اخير اتاق بازرگاني بود كه بهزادیان علي رغم كسب بالاترين رأي در تهران، به بهانه هاي اداري و اجرايي از عضویت در اتاق باز ماند و انتخاب وي را بلااثر كردند.
12- هدايت الله آقايي: در شوراي بازوي لانه، بيشتر فعاليت هاي مربوط به روابط بين الملل را برعهده داشت. وي در دوره سوم مجلس، نماينده فسا بود و بعد از آن نيز در هيچ انتخاباتي از سوي شوراي نگهبان تأييد صلاحيت نشد. آقايي در دولت اصلاحات مدتي معاون وزارت كشور و پس از آن در مديريت صنايع آلومينيم كشور حضور داشت. وي كه عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران است، در جريان انتخابات اخير، همراه حزب خود از مهندس موسوي حمايت كرد و پس از انتخابات بازداشت شد. آقايي در جريان چهارمين دادگاه نمايشي حوادث پس از انتخابات بطور غيرقانوني محاكمه شد و اخيراً در حكم بدوي به 5 سال حبس محكوم شده است. وي علي رغم پايان محاكمه و اعتراض نسبت به حكم بدوي، همچنان در حبس بسر مي برد.
13- وفا تابش: عضو شوراي بازوي دانشجويان بود كه سپس مدتي به فعاليت هاي امنيتي پرداخت. پس از آن وي فعاليت خود را در وزارت نيرو توسعه بخشيد و مديريت اجراي مهمترين پروژه هاي سدسازي كشور، همچون كارون 3 را در سال هاي اخير به عهده گرفت. وي كه عضو اولين شوراي سردبيري روزنامه سلام بود، از ابتداي تشكيل جبهه مشاركت حضوري فعال در آن تشكل داشت و مدتها عضويت شوراي سياسي مشاركت را عهداه دار بوده است.
14- علي زحمتكش: عضو شوراي بازوي لانه بود كه بعدها مانند تعدادي ديگري از دوستان خود، مشغول برخي فعاليت هاي امنيتي شد. وي سالها در وزارت نيرو و در مديريت هاي مختلف مشغول خدمت بوده است. زحمتكش نيز از جمله دانشجويان خط امامي است كه طعم بازداشت و زندان را چشيده است. وي در سال 79 در پرونده اي كه به نوارسازان معروف شد، مدتي را در بازداشت به سر برد.
15- معصومه ابتكار: از چهره هاي بياد ماندني دانشجويان خط امام بود كه به علت تسلط به زبان خارجي، عمدتاً بعنوان مسئول ترجمه گفت وگوهاي دانشجويان با گروگانها و خبرنگاران خارجي در رسانه ها حضوري پررنگ داشت. دختر جواني كه با حجاب كامل اسلامي، در لانه جاسوسي هم مسلحانه نگهباني مي داد و هم با تسلطي مثال زدني در برابر رسانه ها و شخصيت هاي خارجي ظاهر مي شد. ابتكار پس از دوره اصلاحات بعنوان اولين زن عضو هيأت دولت، 8 سال معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست بود. وي در حال حاضر عضو اصلاح طلب سومين دوره شوراي شهر تهران است و در انتخابات اخير نيز از جمله حاميان موسوي و منتقدان نتايج انتخابات و خشونت هاي پس از آن به حساب مي آيد.
16- محمدرضا خاتمي: در جريان اشغال لانه، با وجود آنكه سن و سال كمتري از ساير دوستان خود داشت، بعنوان عضوي عادي در جمع دانشجويان حاضر بود. وي بعدها در جبهه جنگ جانباز شد، در دوره اول دولت برادر خود، معاون وزارت بهداشت بود، نايب رئيس مجلس ششم شد، 6 سال دبيركل جبهه مشاركت بود و در حوادث پس از انتخابات، بازداشت شد و پس از يك روز آزاد شد. خاتمي در حال حاضر، در بيمارستان امام خميني، به كار پزشكي خود مشغول است و در غياب دوستان اسير خود در مشاركت، عملاً يكي از مهمترين تصميم گيران حزب است.
17- عبدالحسين روح الاميني: يكي از دانشجويان عادي اشغال كننده سفارت آمريكا و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اولیه بود. وی از جمله كساني است كه سال هاي بعد، داراي مواضع سياسي غير همسو با اكثريت دوستان خود شد. روح الامینی، مدت ها در سپاه و وزارت بهداشت مشغول بكار بود و در انتخابات اخير نيز از جمله نزديكان و حاميان محسن رضايي بشمار مي آمد. نام وی كه دبيركل جديد حزب عدالت و توسعه (حزب نزديك به محسن رضايي) نيز هست، با شهادت فرزند اصلاح طلبش در بازداشتگاه كهريزك و مواضع و اظهارات وي در اين خصوص، بيش از هر زمان ديگري بر سر زبان ها افتاد. آخرين مسئوليت وي مديريت انستستو پاستور بوده است.
18- عزت الله ضرغامي: يكي ديگر از دانشجويان عادی اشغال کننده لانه جاسوسي است كه هر چند در آن زمان کمتر كسي وي را مي شناخت، اما بعدها به درجات مديريتي بالايي رسيد. وي پس از ماجراي اشغال سفارت، فعاليت خود را در سپاه ادامه داد، تا اينكه در دوره وزارت ارشاد علي لاريجاني و مصطفي ميرسليم، بعنوان معاون سينمايي ارشاد مشغول بكار شد تا يكي از نخستين نظامياني باشد كه به عرصه مديريت اجرايي كشور، آن هم در زمينه فرهنگ و هنر پا گذاشته است. ضرغامي بعدها بعنوان معاون لاريجاني در صداوسيما مشغول به كار شد و پس از استعفاي لاريجاني به جاي وي مدير رسانه ملي شد تا در آستانه سي امين سالگرد 13 آبان، مجموعه تحت مديربت وي، ناجوانردانه ترين تبليغات را عليه شماري از فرزندان ملت، از جمله گروهي از رهبران دانشجويان خط امام، طراحي و اجرا كند.
19- عليرضا افشار: يكي ديگر دانشجويان فاتح لانه است كه مواضع سياسي دگرانديشانه اي نسبت به اكثريت مطلق دانشجويان اتخاذ كرد. وي كه در تشكيلات دانشجويان، عضوي عادي بود بعدها در جهاد سازندگي و پس از آن در سپاه پاسداران و بسیج، مشغول فعاليت شد. افشار در دولت نهم مدتي معاون سياسي وزارت كشور شد كه پس از مدت كوتاهي از كار بركنار گشت تا کامران دانشجو، در کنار صادق محصولي، به عنوان گزينه هایی که كاملاً مورد اعتماد احمدي نژاد هستند، به جاي وي مسئوليت برگزاري انتخابات رياست جمهوري را برعهده بگيرند. البته وي چندي بعد معاون اجتماعي همان وزاتخانه شد.
20- احمد شيرزاد: يكي ديگر از دانشجويان اشغال كننده سفارت بود كه در آن ايام كمتر كسي او را مي شناخت. وي كه بعد از دوران اشغال سفارت، عمده ترين اوقات خود را به ادامه تحصيل و فعاليت علمي مصروف كرد، چندي بعد بعنوان استاد برجسته فيزيك دانشگاههاي شريف و صنعتي اصفهان شناخته مي شد تا اغلب افراد، فراموش كنند كه او روزي از ديوار سفارت آمريكا بالا رفته است. شيرزاد پس از دوره اصلاحات دوباره به سمت فعاليت سياسي گرايش پيدا كرد، در انتخابات مجلس ششم از اصفهان به مجلس راه يافت و ارتباطات حزبيش را با جبهه مشاركت گسترش داد تا اينكه نطق معروف او در انتقاد از سياست هاي هسته اي، با واكنش هاي تند مخالفان اصلاحات مواجه شد و نامش را در ليست سياه اين جريان قرار داد. شيرزاد اكنون ضمن فعاليت هاي دانشگاهي، عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت است. در دستگيري هاي بعد از انتخابات، دو تن از فرزندان وي دستگير شدند كه تاكنون در حبس بسر مي برند.
|